
کتاب خنده و فراموشی (The Book of Laughter and Forgetting)
نویسنده: میلان کوندرا (Milan Kundera)
ترجمه: فروغ پوریاوری
ناشر: روشنگران و مطالعات زنان
سال نشر: 1398 (چاپ 10)
قیمت: 25000 تومان
تعداد صفحات: 162 صفحه
شابک: 978-964-5512-84-0
تعداد کسانی که تاکنون کتاب را دریافت کردهاند: 4 نفر
نویسنده: میلان کوندرا (Milan Kundera)
ترجمه: فروغ پوریاوری
ناشر: روشنگران و مطالعات زنان
سال نشر: 1398 (چاپ 10)
قیمت: 25000 تومان
تعداد صفحات: 162 صفحه
شابک: 978-964-5512-84-0
تعداد کسانی که تاکنون کتاب را دریافت کردهاند: 4 نفر
داستان در هفت بخش و توسط هفت راوی روایت میشود. هسته مرکزی هر هفت روایت "فراموشی" است. اینکه چطور در تاریخ، سیاست و زندگی عادی به سراغمان میآید و کمکمان میکند (میکند؟) در روایت راویان قصه عناصری از رئالیسم جادویی نیز بکار گرفته شده است.
کتاب با این جملات آغاز میشود:
"در فوریهی 1948، کلمنت گوتوالد، رهبر حزب کمونیست به ایوان قصری به سبک معماری باروک در پراگ قدم گذاشت تا برای صدها هزار نفر از همشهریانش که در میدان قدیم شهر گرد آمده بودند سخنرانی کند. لحظهای حساس در تاریخ چک بود - لحظهای سرنوشتساز، از آن نوع که در هر هزار سال یکی دو بار پیش میآید.
رفقا گوتوالد را دوره کرده بودند و کلمنتیس در کنارش ایستاده بود. بوران برف میبارید، هوا سرد بود و سر گوتوالد برهنه. کلمنتیس نگران سرما کلاه پوست خز خود را از سر برداشت و بر سر گوتوالد گذاشت.
بخش تبلیغات حزب صدها هزار نسخه از عکس گوتوالد را که با کلاه پوست خز در کنار رفقایش با ملت سخن میگفت، چاپ کرد. تاریخ چکسلواکی کمونیست در آن ایوان پا به هستی گذاشت. همهی بچهها آن عکس را از راه پوسترها، کتابهای درسی و موزهها میشناختند ..."
"در فوریهی 1948، کلمنت گوتوالد، رهبر حزب کمونیست به ایوان قصری به سبک معماری باروک در پراگ قدم گذاشت تا برای صدها هزار نفر از همشهریانش که در میدان قدیم شهر گرد آمده بودند سخنرانی کند. لحظهای حساس در تاریخ چک بود - لحظهای سرنوشتساز، از آن نوع که در هر هزار سال یکی دو بار پیش میآید.
رفقا گوتوالد را دوره کرده بودند و کلمنتیس در کنارش ایستاده بود. بوران برف میبارید، هوا سرد بود و سر گوتوالد برهنه. کلمنتیس نگران سرما کلاه پوست خز خود را از سر برداشت و بر سر گوتوالد گذاشت.
بخش تبلیغات حزب صدها هزار نسخه از عکس گوتوالد را که با کلاه پوست خز در کنار رفقایش با ملت سخن میگفت، چاپ کرد. تاریخ چکسلواکی کمونیست در آن ایوان پا به هستی گذاشت. همهی بچهها آن عکس را از راه پوسترها، کتابهای درسی و موزهها میشناختند ..."