
اسطوره (Legend)
نویسنده: دیوید گمل (David Gemmell)
ترجمه: سهیلا فرزیننژاد
ناشر: کتابسرای تندیس
سال نشر: 1395 (چاپ 2)
قیمت: 30000 تومان
تعداد صفحات: 482 صفحه
شابک: 978-964-8944-51-8
تعداد کسانی که تاکنون کتاب را دریافت کردهاند: 4 نفر
نویسنده: دیوید گمل (David Gemmell)
ترجمه: سهیلا فرزیننژاد
ناشر: کتابسرای تندیس
سال نشر: 1395 (چاپ 2)
قیمت: 30000 تومان
تعداد صفحات: 482 صفحه
شابک: 978-964-8944-51-8
تعداد کسانی که تاکنون کتاب را دریافت کردهاند: 4 نفر
سرزمین درنان در معرض تهدید است. قبایل جنگجوی نادیر موفق شدهاند برای اولینبار تحت فرمانروایی اولریک متحد شوند و حالا خیال تسخیر درنان را در سر دارند. آبالاین، حکمران درنان، تلاش میکند با اولریک عهدی جدید ببندد و از جنگ و خونریزی اجتناب کند. اما اولریک خود را قدرتمند میبیند و رویای فتح و پیروزی در سرمیپروراند.
حالا تنها حائل میان درنان و سپاه نادیر، دژ دروس دلنوچ است. قلعهای که با شش لایه دیوار محافظت میشود و بر سر گذرگاهی کوهستانی قرار دارد که مسیر لشگر نادیر برای حمله به درنان است. آبالاین اگر بتواند سه ماه در مقابل سپاه نادیر مقاومت کند، نیروی تازهنفس به او میرسد و امکان مبارزه با جنگجویان نادیر را پیدا میکند. اما آیا او میتواند با ده هزار نفر سرباز در مقابل سپاه پانصدهزارنفری نادیر مقاومت کند ...
حالا تنها حائل میان درنان و سپاه نادیر، دژ دروس دلنوچ است. قلعهای که با شش لایه دیوار محافظت میشود و بر سر گذرگاهی کوهستانی قرار دارد که مسیر لشگر نادیر برای حمله به درنان است. آبالاین اگر بتواند سه ماه در مقابل سپاه نادیر مقاومت کند، نیروی تازهنفس به او میرسد و امکان مبارزه با جنگجویان نادیر را پیدا میکند. اما آیا او میتواند با ده هزار نفر سرباز در مقابل سپاه پانصدهزارنفری نادیر مقاومت کند ...
داستان با این جملات آغاز میشود:
"پیک درنای با حالتی عصبی بیرون درهای بزرگ تالار فرمانروایی که توسط دو نگهبان نادیر حفاظت میشد، منتظر بود. نگهبانها به رو به رو خیره شده بودند، چشمان کشیده و اریب آنها به نشان عقاب برنزی نصب شده بر روی در چوبی تیره رنگ، دوخته شده بود.
لبان خشک خود را با زبان خشکش لیسید و شنل بنفش رنگش را بر روی شانههای استخوانیاش مرتب کرد. آن روز در اتاق شورا، در درنان، در فاصلهی نهصد کیلومتری سمت جنوب، هنگامی که آبالاین از او خواست که این ماموریت مهم و حساس را به عهده بگیرد، با چه اطمینان و اتکا به نفسی ماموریت را پذیرفته بود. ماموریت سفر به گلگوتیر و گرفتن تائید و تصویب عهدنامهای با اولریک، ارباب قبایل نادیر. در گذشته، بارتلوس در تهیهی پیشنویس عهدنامه کمک کرده بود و دو بار هم در هنگام مذاکره در واگریای غربی و در سمت جنوب در ماشراپور حضور داشت ..."
"پیک درنای با حالتی عصبی بیرون درهای بزرگ تالار فرمانروایی که توسط دو نگهبان نادیر حفاظت میشد، منتظر بود. نگهبانها به رو به رو خیره شده بودند، چشمان کشیده و اریب آنها به نشان عقاب برنزی نصب شده بر روی در چوبی تیره رنگ، دوخته شده بود.
لبان خشک خود را با زبان خشکش لیسید و شنل بنفش رنگش را بر روی شانههای استخوانیاش مرتب کرد. آن روز در اتاق شورا، در درنان، در فاصلهی نهصد کیلومتری سمت جنوب، هنگامی که آبالاین از او خواست که این ماموریت مهم و حساس را به عهده بگیرد، با چه اطمینان و اتکا به نفسی ماموریت را پذیرفته بود. ماموریت سفر به گلگوتیر و گرفتن تائید و تصویب عهدنامهای با اولریک، ارباب قبایل نادیر. در گذشته، بارتلوس در تهیهی پیشنویس عهدنامه کمک کرده بود و دو بار هم در هنگام مذاکره در واگریای غربی و در سمت جنوب در ماشراپور حضور داشت ..."