
دو قدم اینور خط
نویسنده: احمد پوری
ناشر: چشمه
سال نشر: 1402 (چاپ 11)
قیمت: 195000 تومان
تعداد صفحات: 226 صفحه
شابک: 9789643624101
تعداد کسانی که تاکنون کتاب را دریافت کردهاند: 35 نفر
امتیاز کتاب: (4 امتیاز با رای 7 نفر)
نویسنده: احمد پوری
ناشر: چشمه
سال نشر: 1402 (چاپ 11)
قیمت: 195000 تومان
تعداد صفحات: 226 صفحه
شابک: 9789643624101
تعداد کسانی که تاکنون کتاب را دریافت کردهاند: 35 نفر
امتیاز کتاب: (4 امتیاز با رای 7 نفر)
نویسندهای که در حال جمعآوری مطلب در مورد آنا آخماتووا (شاعره روس متولد 1886) است به ناگاه با مردی مواجه میشود که ادعا میکند با آخماتووا دوست بوده. مرد مرموز نویسنده را وسوسه میکند که به دیدار آخماتووا برود. اما این یک ملاقات ساده نیست. نویسنده باید کاشانه و زمانهی خود را رها کند و از راه تبریز، در سالهای پس از سرکوب فرقه دموکرات، به شوروی زمان استالین سفر کند!
داستان با این جملات آغاز میشود:
"جوان موفرفری و بلندقامت خودش را آماده نشان میدهد که مشکلم را حل کند. به او میگویم دنبال کتابی میگردم که چند روز پیش در همین قفسهی کتابهای حراجی دیدهام. میگویم کتاب جلد قهوهای دارد با عکسی از میدان کرملین و نقش سایهواری از چهرهی آنا آخماتووا روی آن. چشمانش را ریز میکند، ابروهایش را جمع میکند و از لای دندانهای کلید شده میگوید: "آنا آخماتووا ..."
این اسم را نمیشناسد. از سرگردانی درش میآورم:
- روی کتاب اسمی از آخماتووا نیست. کتاب چیزی مثل دیدار …
صدای بم و خشداری حرفم را قطع میکند:
- دیدار با شاعر.
و بعد نام کتاب را به انگلیسی میگوید.
برمیگردم. پشت سرم مردی را میبینم لاغر ، با قدی اندک کوتاهتر از متوسط، حدود شصتساله. متوجه حضورش نشده بودم. ادامه میدهد: "ماجرای دیدار آخماتووا و زوشچنکو با دانشجویان خارجی در لنینگراد، درست است؟" ..."
اطلاعات بیشتر درباره این کتاب را اینجا بیابید.
"جوان موفرفری و بلندقامت خودش را آماده نشان میدهد که مشکلم را حل کند. به او میگویم دنبال کتابی میگردم که چند روز پیش در همین قفسهی کتابهای حراجی دیدهام. میگویم کتاب جلد قهوهای دارد با عکسی از میدان کرملین و نقش سایهواری از چهرهی آنا آخماتووا روی آن. چشمانش را ریز میکند، ابروهایش را جمع میکند و از لای دندانهای کلید شده میگوید: "آنا آخماتووا ..."
این اسم را نمیشناسد. از سرگردانی درش میآورم:
- روی کتاب اسمی از آخماتووا نیست. کتاب چیزی مثل دیدار …
صدای بم و خشداری حرفم را قطع میکند:
- دیدار با شاعر.
و بعد نام کتاب را به انگلیسی میگوید.
برمیگردم. پشت سرم مردی را میبینم لاغر ، با قدی اندک کوتاهتر از متوسط، حدود شصتساله. متوجه حضورش نشده بودم. ادامه میدهد: "ماجرای دیدار آخماتووا و زوشچنکو با دانشجویان خارجی در لنینگراد، درست است؟" ..."
اطلاعات بیشتر درباره این کتاب را اینجا بیابید.