فهرست این ماه دوباره با اکثریت "ادبیات داستانی" شکل گرفته. شرمنده از دوستانی که طرفدار غیرداستانیها هستند. به هر حالت باید به اصل "حفظ تنوع" هم پایبند بمانیم!
فهرست را اجازه بدهید با معرفی کتاب تازه خانم "میر" یا "مهیر" آغاز کنیم. این خانم نویسنده که پیش از این با پرداختن به "عشق خونآشامها" در سری Twilight به شهرت و مکنت رسیده بود (میشود گفت شهرت و مکنتی افسانهای) اینبار قلمش را در سبک داستانهای هیجانی به چرخش درآورده و در ابتدای کتاب داستان خود را به "جیسون بورن" تقدیم کرده است. من که هنوز کتاب را نخواندهام اما با مرور بازخوردهای سایت آمازون به نظر میآید اینبار هم سرکار خانم نویسنده خوب از پس کار برآمده است.
نویسنده: استفنی میر
ترجمه: مرجان حمیدی
ناشر: کتاب آمه
سال نشر: 0 (چاپ 2)
قیمت: 175000 تومان
تعداد صفحات: 566 صفحه
شابک: 978-600-7033-49-4
زن حالا مدام در حال جابجا شدن و تغییر نام است. بیش از چند ماه در یکجا نمیماند و از یک نام استفاده نمیکند. سازمان تنها کسی را که زن به او اعتماد داشته کشته و حالا شب و روز به دنبال او میگردد ...
"کارهای امروز برای زنی با اسم فعلی گریس تیلور تبدیل به عادت شده بود. خیلی زودتر از وقتی که دلش میخواست، از خواب بیدار شد. بعد اقدامات احتیاطی شبانهاش را به ترتیب خنثی و جاساز کرد. اینکه هرشب مجبور بود همه چیز را راه بیندازد و صبح اول وقت دوباره جمع کند، واقعا کار سختی بود، اما ارزش نداشت زندگیاش را به خاطر یک لحظه تنبلی به خطر بیندازد.
بعد از انجام این کار روزمره، سوار ماشین سدانش شد. چون مدل چند سال قبل بود، اصلا جلب توجه نمیکرد. ولی آنقدرها هم خراب نبود که کسی به آن توجه کند، و چندین ساعت رانندگی کرد. از سه محدوده اصلی و چندین ناحیه فرعی روی نقشه عبور کرد و حتی بعد از اینکه به اندازه کافی دور شد، از چندین شهر دیگر هم رد شد و توقف نکرد. با اینکه تمام تلاشش را کرده بود کاملا معمولی باشد و بین مردم گم شود، به نظرش یکی از آن شهرها زیادی کوچک بود، یکی فقط یک راه ورودی و یک راه خروجی داشت، یکی هم آنقدر کم به خودش غریبه دیده بود که حتما زود متوجه حضورش میشدند. مکانهایی را که ممکن بود روزی به آنها احتیاج پیدا کند، به خاطر سپرد؛ فروشگاه لوازم جوشکاری، فروشگاه لوازم دستدوم ارتشی و بازار ترهبار. فصل هلو رسیده بود؛ باید کمی هلو ذخیره میکرد ..."
نمیدانم چه سری است که "مرد شوخ" را همان وقت که تبلیغش را در یکی از مجلات دیدم، در فهرست "کتابهایی که باید بخرم" ثبت کردم. بعدتر وقتی نام و نشان کتاب را به کتابفروشهایی که ازشان کتاب میخریم دادم، همه گفتند که کتاب نیست و اصلا تا حالا اسمش هم به گوششان نخورده! برای همین بالاخره پس از چند ماه یکروز فرصت کردم و با ناشر کتاب تماس گرفتم. "آقا کتاب تمام شده؟"؛ "نخیر، موجود است!" بعد از گرفتن "نشانی" مورد نیاز برای تهیه کتاب، بالاخره ماه گذشته موفق شدم که کتاب را بخرم و … حالا میبینم یاللعجب. این که مربوط به شیراز خودمان است!
نویسنده: کنت هری لندن
ترجمه: امیرحسین حاجقنبری
ناشر: کلاغ
سال نشر: 1396 (چاپ 1)
قیمت: 19000 تومان
تعداد صفحات: 271 صفحه
شابک: 978-600-7656-08-2
امتیاز کتاب:

"آرچی بلیکر صدای زنگ تلفن را از راهرو میشنید. صدایی بیرمق که آهنگ مجابکنندهیی نداشت؛ درست مثل محل اقامتش در خیابانی در محلهی پدینگتون، درست مثل مبلمان اتاقش که هیچ شوروشوقی در او برنمیانگیخت. آهنگ پرطنین تلفن از مدتها پیش امید رساندن هر پیغام مهمی را وانهاده بود و برایش اهمیتی نداشت به آن جواب دهد.
نمیتوانست دلیل خوبی برای بلندشدن از کاناپهی تختخوابشو و جواب دادن به تلفن پیدا کند. مثل همیشه، پیغامی برای کروم است - کارمند بانکی که در اتاق مجاور زندگی میکند؛ تا از او بخواهند واسطهی پیامهایی باشد دربارهی سلامتی یا برخی اوقات خیلی مرموزانهتر، عدمسلامتی تعدادی از سگهایی که روز بعد در مسابقهی سگدوانی شرکت میکنند. به نظر نمیرسید کروم بابت این خبرچینیها از سگهای اصیل پولدارتر یا تنگدستتر شده باشد. حالوروز کروم روبهراه بود. فقط شانس نداشت. اما شاید این تلفنی بود که دست آخر به اوضاع او سروسامانی بدهد. آرچی بلند شد، روزنامهیی که ستون کاریابیاش را میگشت زمین گذاشت و به اتاقنشیمن رفت ..."
و اما از دستپختهای کتابفروش/ناشر محلهمان در این ماه اگر بخواهید یکیش همین "جادهی تارا" است که قبلا یکبار در سال 1380 منتشر شده و به نوعی چاپ دوم به حساب میآید (ولی معلوم نیست چرا در شناسنامهاش نوشتهاند چاپ اول). نویسنده، کتابی با نام "دریاچه شیشهای" هم ترجمه شده به فارسی دارد که سالها مورد اقبال کتابخوانهای فارسیزبان بوده و بر اثر همین استقبال در سالهای مختلف به چاپهای متعددی رسیده است.
نویسنده: مائیو بینچی
ترجمه: اسدالله امرایی
ناشر: کتابسرای تندیس
سال نشر: 1402 (چاپ 3)
قیمت: 250000 تومان
تعداد صفحات: 567 صفحه
شابک: 978-600-182-272-8
ماجرا از آنجا آغاز میشود که مسافرتی شکل میگیرد، مسافرتی که در آن از هتل و چادر مسافرتی و کولهپشتیهای دهه هفتاد و هشتاد خبری نیست. دو مسافر، دو زن، یکی ساکن ایرلند و یکی ساکن آمریکا، هریک پس از پشت سرگذاشتن بحرانی در زندگیشان تصمیم میگیرند برای مدتی خانههای خود را با هم عوض کنند. هر کدام فرهنگ خودشان را به همراه میآورند و با همسایههایی آشنا میشوند که دوست دارند ماجرا شوند.
در این میان داستان عشقها و خیانتها و دوروییها و حسادتهایی رو میشود که تا دیروز در پستوی خانه نهان بود ... (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
"مادر رایا همیشه جانش درمیرفت برای هنرپیشهها. همیشه هم از این موضوع دلخور بود که رایا روزی به دنیا آمده بود که کلارک گیبل مرد. تایرون پاور درست دو سال پیش از آن روزی مرد که هیلاری به دنیا آمد. البته آنقدرها هم بد نبود. هیلاری سلاطین سینما را به اندازهی رایا ندیده بود. رایا هیچوقت نمیتوانست بربادرفته را بدون احساس شرمساری تماشا کند.
این حرف را به کن موری گفت؛ اولین پسری که او را با اظهار محبت خود به سکوت خوانده بود. در واقع درست همان لحظهای که با نرمای لب او را به سکوت وامیداشت حالیاش کرد.
کن دستش در کار بود و در همان حال به او گفت: "تو خیلی ضد حال هستی."
رایا هیجانزده داد زد: "نخیر اصلا هم ضد حال نیستم. کلارک گیبل را ببین روی صحنه چهکار میکند."
گفتم خیلی جالب است. اتفاقا از قضا اصلا ضدحال نیستم.
کن موری دستوپای خود را گم کرد، چون خیلیها حواسشان به آنها بود. عدهای هیس هیس میکردند، یک دسته هم هرهر میخندیدند ..."
کتابسرای تندیس البته همچنان انتشار کتابهای فانتزی را هم پی میگیرد. کتاب بعدی یکی از تازهترین ترجمههای منتشر شده تندیس در این زمینه است.
نویسنده: وی. ای. شواب
ترجمه: محمد جوادی
ناشر: کتابسرای تندیس
سال نشر: 1401 (چاپ 3)
قیمت: 210000 تومان
تعداد صفحات: 471 صفحه
شابک: 978-600-182-260-5
او در لندن قرمز بزرگ شده و به دلیل قابلیتش به عنوان سفیر این سرزمین در میان دیگر لندنهای موازی در رفتوآمد است. اما او بطور غیررسمی فعالیت پرسود دیگری هم انجام میدهد. قاچاق هرچیزی که فکرش را بکنید بین لندنهای موازی. شغل نان و آبداری که مشتریاش پولدارهایی هستند که حاضرند هر مبلغی را برای کوچکترین شی آمده از جهانی دیگر، که خودشان هیچوقت امکان دیدن آن را نخواهند داشت، بپردازند.
در یکی از همین جابجاییهای غیرقانونی اشیا قاچاق است که کِل به دردسر میافتد و مجبور میشود به لندن خاکستری بگریزد. او در این شهر با لایلا بارد آشنا میشود. لایلا اول از کِل دزدی میکند، بعد او را از دست یک دشمن خطرناک نجات میدهد و بالاخره هم کِل را مجبور میکند تا او را برای یک ماجراجویی تمامعیار به یکی از دنیاهای دیگر ببرد.
اما همهی این ماجراجوییها باعث میشود تا پای آنها به دردسرهای بزرگتری کشیده شود و مجبور شوند برای نجات همه دنیاهای موازی خودشان را آماده کنند …
این کتاب، کتاب اول از یک مجموعه سه قسمتی است.
"کل کت عجیبی پوشیده بود.
کتش نه یکرو داشت که میتوانست عادی باشد و نه دو رو که میتوانست عجیب باشد، بلکه چندین رو داشت که البته غیرممکن بود.
هر وقت از یک لندن قدم بیرون میگذاشت و وارد لندن دیگری میشد، اولین کارش این بود که کتش را دربیاورد و یکی دو بار (حتی سه بار) اینطرف و آنطرف کند تا روی مورد نیازش پیدا شود. همهی رویههای کتش شیک نبود، اما هرکدام برای هدفی به کار میرفت. بعضی از آنها همخوانی داشتند و بعضی توی چشم میزدند و بعضی هم هدف خاصی نداشتند اما او به طرز خاصی به آنها علاقهمند بود.
وقتی کل از دیوار قصر گذشت و داخل اتاق انتظار شد، لحظهای ایستاد تا ظاهرش را عوض کند - جابهجا شدن بین دنیاها شرایط خودش را داشت - کت یقهایستادهی قرمزش را بیرون آورد و از راست به چپ پشتورو کرد تا به کت سیاه ساده تبدیل شود. خب، یک کت سیاه ساده که با نخ نقرهای خطوط ظریفی روی آن دوخته و در دو ردیف دکمهی نقرهای درخشان آراسته بود ..."
کتاب بعدی را وب سایت آمازون در قفسه "کلاسیکها" جای داده. با انتشار آن یک عنوان هم به کتابهای ترجمه شده از "فهرست کتابهایی که باید پیش از مرگ خواند" افزوده شده.
نویسنده: جورج و ویدون گروسمیت
ترجمه: شهلا طهماسبی
ناشر: نشر نو
سال نشر: 1399 (چاپ 2)
قیمت: 38000 تومان
تعداد صفحات: 248 صفحه
شابک: 978-600-7439-38-8
شخصیت آقای پوتر در عهدی شکل میگیرد که کارمندها با قلمپر مینوشتند و روی چهارپایهی بلند مینشستند و سلسلهمراتب اجتماعی بهشدت رعایت میشد. اما تغییرات اجتماعی در شرف وقوع است ... (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
"یک هفته است که من و همسر عزیزم کری به خانه جدیدمان "لورلز" در هالووی، بریکفیلدتراس، آمدهایم. منزلی قشنگ و ششاتاقه، به اضافه یک زیرزمین و سالنی مخصوص صرف صبحانه رو به حیاط؛ جلویش باغچه کوچکی دارد و از خیابان تا در ورودی که معمولا از تو زنجیرش میکنیم، ده پله میخورد.
کامینگز و گوینگ و بقیه دوستان صمیمیمان همیشه از ورودی کوچک فرعی وارد میشوند تا خدمتکار مجبور نشود هی کارش را بگذارد برود در را باز کند. پشت خانه هم باغچه قشنگ کوچکی هست که تا ریل راهآهن گسترده است. اولش ترسیده بودیم سر و صدای قطار اذیتمان کند، اما صاحبخانه گفت یک کم که بگذرد بهش عادت میکنیم، و بعد 2 پوند به خاطرش از اجاره کم کرد. درست میگفت؛ جز تَرَک پایین دیوار باغ که هی زیاد میشود، دردسر دیگری نداشتهایم ..."
کتاب بعدی بیشتر در قفسه خاطرات و سرگذشت جای میگیرد تا قفسه داستان و ادبیات داستانی. نمونهی موفق از کتابهای این قفسه "پائولا"ی ایزابل آلنده بود که جیرهکتابیها با امتیازی که به آن دادهاند، آن را به یکی از کتابهای پرستاره ما تبدیل کردهاند. "پائولا" البته در بازار کتاب کشور پرفروش و خوشفروش نبود. احتمالا به همین خاطر هم وقتی چاپ کتاب تمام شد، ناشر دیگر اقدام به تجدیدچاپ آن نکرد! حالا انگار "دختر ملکه سبا" هم سرنوشت مشابهی پیدا کرده و بعد از 8 سال که از انتشار چاپ اول آن میگذرد، نسخههای کتاب با همان قیمت اولیه، در بازار قابل تهیه است.
نویسنده: جکی لیدن
ترجمه: رضوان صدقینژاد
ناشر: توس
سال نشر: 1388 (چاپ 1)
قیمت: 30000 تومان
تعداد صفحات: 328 صفحه
شابک: 978-964-315-558-2
"دست مادرم باز بود، ظریف و شکننده مثل بلور و انگشتان عیسی مسیح چون شاخکهای حساسی دست او را محکم میفشرد. مسیح همچون اختاپوسی سپید بر مادرم ظاهر شد، درخشنده و پرتوافشان در تاریکی، و در اعماق نیمه شبی در شهر کوچکمان در منومنی واقع در ویسکونسین. سال 1966 بود. من دوازده سال داشتم. مادرم جوان و زیبا بود و با مردی ازدواج کرده بود که به گفت و گوهای شبانهاش با "مسیح مقدس" توجهی نمیکرد. مادرم یک ربع قرن بعد این مطالب را برایم تعریف کرد. مسیح به او گفته بود: "دست مرا بگیر، دلورس! مقدر شده است که تو کارهای بزرگی انجام دهی. من ترا بر هزاران کشمکش روانی پیروز خواهم کرد و از تمامی کوهها فراتر خواهم نشاند و همواره با تو خواهم بود" بالاخره او میبایست یک کسی باشد. گفت و گوی او با مسیح نمیتوانست یکسره سفسطه و دروغ باشد و همه چیز پس از آن رخ داد ..."
خانم مویز و کتابهایش هم که این روزها پرطرفدار و پرفروش هستند و نیاز به تبلیغ و معرفی ندارند. این استقبال گسترده البته مقداری "اغتشاش" در امر ترجمه و انتشار ترجمههای مختلف از کتابهای او در بازار کتاب بوجود آورده که ... چه عرض کنم!
نویسنده: جوجو مویز
ترجمه: محسن خادمی
ناشر: میلاد
سال نشر: 1397 (چاپ 3)
قیمت: 90000 تومان
تعداد صفحات: 446 صفحه
شابک: 978-600-5744-46-0
مطابق قوانین، ارتباط افسران و سربازان با این زنان جوان بر روی کشتی کاملا محدود و ممنوع اعلام شده. اما سرنوشت دیگری برای این مسافران رقم خورده است که چندان با قوانین کشتی هماهنگی ندارد ...
"اولین بار که دوباره او را دیدم، حس کردم انگار مرا کتک زدهاند.
من این حرف را هزاران بار شیندهام اما تا آن زمان هیچوقت متوجهی معنای واقعیاش نشده بودم: مدتی طول کشید تا حافظهام آنچه را چشمهایم میدید درک کند؛ و بعد یک شوک جسمانی که تمام وجودم را در برگرفت، گویی چند مشت کاری بر من وارد آمده است. من آدم خیالبافی نیستم. اهل این هم نیستم که با کلمات بازی کنم، اما میتوانم صادقانه بگویم که نفس را در سینهام حبس کرد.
انتظار نداشتم که هرگز دوباره او را ببینم. آنهم در یک چنین جایی. خیلی وقت بود که او را جایی شبیه به کشوی انتهایی ذهنم پنهان کرده بودم. نه فقط از لحاظ ظاهری، بلکه از هر لحاظی که سرنوشت ما را به هم گرهزده بود. هر آنچه که او مرا وادار کرده بود تا از سر بگذرانم؛ زیرا هرگز نفهمیدم چهکار کرده است تا اینکه سالهای سال گذشت. از بسیاری جهات، بهترین و بدترین چیزی بود که برای من اتفاق افتاده بود ..."
درباره کتاب بعدی باید عرض کنم که "عنوان سینماییاش" نظرم را جلب کرد. همانطور که با خواندن جملات ابتدایی کتاب متوجه خواهید شد، متن به شیوه و سنت داستانهای مذهبی انشا شده است.
نویسنده: حسن محدثی، بیژن عبدالکریمی
ناشر: نقد فرهنگ
سال نشر: 1402 (چاپ 2)
قیمت: 150000 تومان
تعداد صفحات: 165 صفحه
شابک: 978-600-8405-26-9
امتیاز کتاب:

"سالهای پیش از بعثت بود. هنوز محمد (ص) به پیامبری نرسیده بود. روزی خدیجه، همسرش محمد (ص) را به کناری کشید و با او به آرامی نجوایی کرد. خدیجه گفت:
دخترمان، زینب به سن ازدواج رسیده است. آیا موافقی او را به خانه بخت رهسپار کنیم؟
هر دو چشمانشان را به سوی دخترانشان معطوف کردند که جملگی در حیاط خانه با هم بازی میکردند. زینب نیز با خواهرانش مشغول بازی بود.
محمد (ص) اندکی به فکر فرو رفت و در حالی که با مهربانی و تبسم به خدیجه مینگریست، با لبخند تاییدآمیزی موافقتش را با رای و درخواست همسرش، خدیجه اعلام داشت ..."
ماه پیش ماجرایی را که منجر به خریدن کتاب "ما اینجا داریم میمیریم" شد خدمتتان تعریف کردم. این ماه اما در یک نوبت بازدید از کتابفروشی نشر چشمه، وقتی مشغول مرور کتابهای روی پیشخوان بودم، چشمم به کتاب خانم شیرمحمدی افتاد و ... پیش خودم گفتم: "شاید هم آن دوست از یاد رفته این کتاب را برای معرفی توصیه کرده بود!!!" خلاصه ضعف حافظه باعث شد که "خانه لهستانیها" را هم بخرم تا اینجوری مطمئن بشوم که کتاب توصیه شده را در فهرستمان آوردهایم!
نویسنده: مرجان شیرمحمدی
ناشر: چشمه
سال نشر: 1402 (چاپ 18)
قیمت: 260000 تومان
تعداد صفحات: 209 صفحه
شابک: 978-600-229-742-6
"همهی مستاجرهای خانهای که ما توش زندگی میکردیم مثل ما ندار بودند، ولی دستکم بیشترشان یک مرد داشتند. توی آن خانه، مادر من بود که شوهر نداشت و خالهپری. مادام و نصیبهخانم و بانو هم که پیر بودند. بقیهی زنها شوهر داشتند، یعنی بهجتخانم، ثروتخانم که برعکس اسمش فقیر بود و مریمخانم، مادر مسعود و محمد که ما بهش میگفتیم ممل و عزتخانم که برعکس اسمش عزتی نداشت و مدام از شوهرش کتک میخورد و همدمخانم. همدمخانم هم از شوهرش کتک میخورد. قاسمآقا شوهر همدمخانم توی یک سلمانی کار میکرد و بعضی جمعهها اگر هوا خوب بود، توی حیاط، موهای مردهای خانه و ما بچهها را کوتاه میکرد. مرد بدی نبود، ولی دست بزن داشت. قاسمآقا پدر فریدون بود. فریدون بهترین رفیقم بود و بیخدیواریاش حرف نداشت. ما دور از چشم مادرم بیخدیواری بازی میکردیم. مادرم از بیخدیواری بدش میآمد و میگفت بازی لاتهاست ..."
Cats تمام سالهای دهه 80 و 90 میلادی (البته از قرن بیستم) را در برادوی بر روی صحنه بود. حتی ما نوجوانها و جوانهای آن سالها که در دورهای انقلابی بزرگ میشدیم و چندان دسترسی به اطلاعات فرهنگی-هنری آنور آب نداشتیم (آنوقتها خبری از اینترنت و ماهواره نبود که!) نام و آوازه Cats به گوشمان خورده بود و میدانستیم که نمایشی است که احتمالا با بقیه تئاترهایی که در زندگیمان دیدهایم فرق میکند و همیشه این مساله مایه تعجبمان بود که مگر میشود نمایشی ده سال بطور مداوم بر روی صحنه اجرا شود!
کتاب را البته بخاطر نام و آوازهی تی. اس. الیوت خریدهام اما خب ارتباط آن با نمایش Cats ارادتم را نسبت به آن بیشتر کرد.
نویسنده: تی. اس. الیوت
ترجمه: جواد دانشآرا
ناشر: نیلوفر
سال نشر: 1396 (چاپ 1)
قیمت: 12000 تومان
تعداد صفحات: 121 صفحه
شابک: 978-964-448-703-3
کتاب همچنین حاوی نقاشیهایی است که در نسخه اولیه سال 1939 کتاب توسط الیوت کشیده و در آن گنجانده شده بود.
این ماه موعد آماده کردن فهرست کتاب والده هم بود. یادتان هست که پیشترها بخشهایی از این فهرست را با عنوان "منتخب کتابهای علوم انسانی" در اینجا منتشر میکردم (حالا مدتی است این عادت را ترک کردهام!)
کتاب بعدی یکی از کتابهایی بود که در انتخابهای والده برای فهرستش نظرم را به خودش جلب کرد. مقدمه کتاب را عباس میلانی نوشته و در آنجا توضیح داده که چطور شد از وجود این نامهی 169 صفحهای مطلع شده و با خواندن آن ابراهیم گلستان را تشویق کرده است که حتما آن را منتشر کند.
اگر او را بشناسید، میدانید که ابراهیم گلستان آدم خاصی است و بنابراین نباید از کارهایی که میکند یا حرفهایی که میزند، تعجب کنید. اما با وجود این "پیشینه ذهنی" باز هم اینکه کسی دست به قلم شود و برای مخاطب خود (اصلا هم کار نداریم که آن مخاطب سیمین دانشور بوده) یکنشست 169 صفحه نامه بنویسید، حیرتزدهام کرد.
کتاب را گذاشتهام جزو آنهایی که باید بخوانم و والده هم که خواندن آن را شروع کرده معتقد است که نظر آقای میلانی درست بوده و این نامه آنقدر نکات خواندنی در بر دارد که حتما باید چاپ میشده.
نویسنده: ابراهیم گلستان
ناشر: بازتاب نگار
سال نشر: 1402 (چاپ 5)
قیمت: 90000 تومان
تعداد صفحات: 106 صفحه
شابک: 978-964-8223-31-6
امتیاز کتاب:

"سیمین عزیزم عیدت مبارک، حالا که قرار است سنتها حفظ شود هرچند یا در اصل بیمعنی بودهاند یا بعدها حوادث آنها را، هرچند هم موقتی، بیمعنی کرده است. اما این نامه را برای تبریک عید نمینویسم. سال پیش نمیدانم چندم چه ماهی بود که برایت نامهیی فرستادم و تو بعد از شش ماهی پاسخ آن را دادی. از آن زمان شاید شش ماهی گذشته است. اما این تاخیر برای مقابله با آن تاخیر نبوده است، و حالا که مینویسم برای این است که کسی به من گفت که تو داری میروی به آمریکا، و من به خودم گفتم چرا سر راه نیایی اینجا که بعد از بیست سال باز همدیگر را ببینیم. حضرت فرمود "... کز این دوراهه منزل چون بگذریم دیگر نتوان بههمرسیدن." که البته برحسب سیاق روزگار اگر هم نتوان بههمرسیدن سر مویی از چیزی کسر نمیشود اما در این زمینه خود آدم است که مطرح است نه پنجهزار میلیون آدمهایی که در همین لحظه در دنیا هستند و بیشمار هزارمیلیونهایی که بعد خواهند بود و دانسته نیست که چگونه خواهند بود ..."
این روزها دانشگاه و آموزشعالی (مشابه مدرسه و آموزش "غیرعالی") حال و روز چندان خوشی ندارد. در شاخه کمیت آمارها همه صعودی هستند. ولی آنچه که باید حاصل این فعالیت باشد، از نظر کیفی اصلا راضیکننده به نظر نمیرسد. آیا این عدم رضایت از شکاف میان نسلها سرچشمه میگیرد؟ اینکه چون یواشیواش دارد تارهای سفید مو بر روی سرمان ظاهر میشود مثل پدرها و پدربزرگهایمان آه و افسوس "قدیم" را میخوریم و میگوییم "هر چیزی به سبک قدیمش خوب بود!" نمیدانم، اما به نظرم گرفتاری ماجرا اینجا از "نوستالژی" فراتر است.
به هر حال آقای فراستخواه هم، مثل خیلیهای دیگر، به نظر همین عقیده را دارد. کتاب او نگاهی است به جنبههای مختلف دانشگاه و آموزشعالی، آنچه که باید باشد و آنچه که الان هست.
نویسنده: مقصود فراستخواه
ناشر: آگاه
سال نشر: 1401 (چاپ 5)
قیمت: 154000 تومان
تعداد صفحات: 342 صفحه
شابک: 978-964-416-379-1
نویسنده با همین طرز نگاه بود که مطالعات علم و آموزشعالی را جزو برنامهی پژوهشی خود قرار داده است. در این کتاب شمهای از این مباحث در چهارده فصل سامان یافته و تقدیم شده است، به این امید که با ملاحظات خوانندگان و نقد صاحبنظران سهمی ناچیز در افقگشاییهای تازه برای "مسئلهی ایران" برعهده بگیرد. (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
دوست ما که این ماهها مشغول مرور کتابهای رابرت کیوساکی است، همچنان کتابهای او را به ما سفارش میدهد و باعث میشود تا ما با طیف گسترده نوشتههای این "سلبریتی" دنیای پول و سرمایهگذاری آشنا بشویم!
نویسنده: رابرت کیوساکی
ترجمه: علی رجبی ابهری
ناشر: ستوس
سال نشر: 1400 (چاپ 18)
قیمت: 240000 تومان
تعداد صفحات: 359 صفحه
شابک: 978-600-6703-03-9
نویسنده: رابرت کیوساکی، شارون لچر
ترجمه: علی رجبی ابهری
ناشر: ستوس
سال نشر: 1395 (چاپ 3)
قیمت: 30000 تومان
تعداد صفحات: 359 صفحه
شابک: 978-600-9251-07-0
این کتاب نوشته شده است تا والدین را در آمادهسازی فرزندانشان برای مواجه شدن با دنیای واقعی یاری دهد ... یعنی دنیای بعد از به پایان رساندن دوران تحصیلات. این کتاب خصوصا برای والدینی نوشته شده است که میخواهند بدون اینکه هزینهای برایشان بردارد، به فرزندشان در زندگی یک فرجه مالی بدهند ... (برگرفته از بخش "این کتاب برای کیست؟" در پیشگفتار کتاب)
خب، رسیدیم به یادآوری کتابهایی که در فهرستهای اولیه جیرهکتاب معرفی شدهاند. در مرور فهرستهای اولیهمان، این ماه به فهرست مرداد 86 رسیدم و دو عنوان از این فهرست چشمم را گرفت. هر دو کتاب را انتشارات نیلوفر منتشر کرده و اولین کتابها از مجموعهای با عنوان "مجموعه دایره هفتم" هستند، که همان زمان نیلوفر انتشار آنها را آغاز کرد. چند کتابی که از این مجموعه منتشر شد البته انگار زیاد مورد استقبال خریداران قرار نگرفت و انتشارات نیلوفر پس از انتشار چند عنوان کتاب پلیسی-کارآگاهی در این مجموعه، ادامه چاپ کتابهای بیشتر در این زمینه را متوقف کرد.
در این میان "مسافری که با ستاره شمال آمد" امسال به چاپ دوم رسیده. کتاب اولین داستان ژرژ سیمنون با هنرنمایی قهرمان معروفش کمیسر مگره است. کتاب بعدی اما همچنان چاپ اولش عرضه میشود و اقبال خریداران آن را به چاپ بعدی نرسانده است!
نویسنده: ژرژ سیمنون
ترجمه: کاوه میرعباسی
ناشر: نیلوفر
سال نشر: 1396 (چاپ 2)
قیمت: 85000 تومان
تعداد صفحات: 170 صفحه
شابک: 964-448-247-6
در این داستان مگره از طریق پلیس بینالملل مطلع میشود که پیوتر لتونیایی، سردسته گروه تبهکاران بالتیک به پاریس وارد شده است. مگره به همراه تیمی از کارآگاهان پلیس به ایستگاه قطار پاریس میرود تا پیوتر را شناسایی و دستگیر کند. اما درست هنگامی که شخص مظنونی را با مشخصات ظاهری پیوتر دستگیر میکنند، کمیسر به واگن قطاری فراخوانده میشود که در آن جسدی پیدا شده. مشکل اینجاست که مشخصات ظاهری جسد هم با مشخصات پیوتر لتونیایی هماهنگی دارد!
"پلیس بینالمللی به پلیس فرانسه
ایکسوزوست کراکوویا ویمونترا مه خکس تریو پسوت اوو پیوتر لتونیایی برمن وس تیز بتو لم.
کمیسر مگره، از پلیس ضربتی شماره 1، سربلند کرد، به نظرش رسید خرناس بخاری چدنی وسط دفترش، که با لوله کلفت سیاهی به سقف متصل بود، خفیف شده است. تلگراف را روی میز انداخت، سنگین و کرخت از جا بلند شد، دریچه هوا را تنظیم کرد و سه بیلچه زغال داخل آتشگاه ریخت.
بعد، سرپا، پشت به آتش، پیپش را پر از توتون کرد. یقه مصنوعیاش را، که گرچه خیلی کوتاه بود ولی باز آزارش میداد، پایین کشید.
نگاهی به ساعتش انداخت که چهار را نشان میداد. کتش به جالباسی نصبشده به در، آویزان بود ..."
نویسنده: مارگارت میلار
ترجمه: بهاره جمشیدی
ناشر: نیلوفر
سال نشر: 1386 (چاپ 1)
قیمت: 175000 تومان
تعداد صفحات: 358 صفحه
شابک: 964-448-329-5
اما در میانه راه او یک بار دیگر دست به قمار میزند. وقتی یک خواهر روحانی از او میخواهد که شخصی به نام پاتریک اوگورمن را پیدا کند. بعدتر معلوم میشود که پیدا کردن اوگورمن اصلا کار سادهای نیست، چون او مرده! و کسانی که کوئین را برای این کار استخدام کردهاند، قصد و نیت دیگری از این کار داشتهاند ...
"تمام شب و تقریبا بیشتر روز را در کوهها، دشتها و باز کوهها رانده بودند. ماشین کهنه کمکم داشت از کار میافتاد، راننده کجخلق شده بود و "کویین" برای آنکه خود را از شر هر دوی اینها خلاص کرده باشد - در صندلی عقب به خواب رفته بود. با صدای بلند و ناگهانی ترمزها، نیوهازر از خواب پرید و از خستگی، گرما و دانستن اینکه باز حماقت کرده خرخری کرد. "دیگر همین است کویین. آخر راه است."
کویین تکانی خورد و سرش را برگرداند. انتظار داشت خودش را در یکی از سه خیابان سنفلیس پیدا کند و اقیانوس را - مانند جواهری دستنیافتنی - در فاصلهی دوری ببیند. حتا قبل از آنکه چشمهایش را باز کند، حس کرده بود یک جای کار میلنگد. امکان نداشت شهر اینقدر بیسروصدا یا دریا اینطور خشک باشد ..."
مشاهده و انتخاب کتابهای فهرست در بخش مشترکین