دخترها قبل از 25سالگی بخوانند!

    امتياز داده شده به اين مطلب:
    ( 9 نفر به اين مطلب امتياز داده‌اند )

    (فروردین 1400: دعوت می‌کنیم بعد از مرور این فهرست، به فهرست کتاب‌های پیشنهادی جیره‌کتاب برای دختران نوجوان نیز نگاهی بیاندازید!)

    چند روز پیش داشتم توی اینترنت گشت می‌زدم که به یک فهرست کتاب جالب رسیدم. راستش توی اینترنت که بگردید انواع و اقسام فهرست‌های کتاب پیدا می‌کنید که آدم‌ها و سازمان‌های معروف یا غیرمعروف سر هم کرده‌اند و همه را تشویق می‌کنند تا آن کتاب‌ها را بخوانند. یکجوری توصیه کتاب است که: "این کتاب را بخوان، خیلی باحاله!"

    خلاصه عنوان این فهرست را به فارسی می‌شود اینجوری ترجمه کرد: 25 کتابی که دخترها باید قبل از 25 سالگی بخوانند! یا اگر به انگلیسی خواسته باشید:

    Books Every Girl Should Read Before She Turns 25

    از میان 25 کتاب توصیه شده، 11 کتاب به فارسی ترجمه شده و اتفاقا همه را هم قبلا در جیره‌کتاب به مناسبت‌های مختلف به بزرگ و کوچک معرفی کرده بودیم. بنابراین فکر کردم حالا که دوستی نادیده در آنور دنیا (همه کتابخوان‌ها و کتابدوست‌ها یکجوری دوست هم محسوب می‌شوند دیگر!) این کتاب‌ها را به عنوان "حتما باید بخوانید" برای دخترها انتخاب کرده و ما هم اطلاعات آنها را در صندوق‌خانه‌مان موجود داریم، بگذار با همین عنوان دوباره آنها را معرفی کنیم. شاید اینجوری دخترهای بیشتری تصمیم گرفتند که سراغ خواندن این کتابهای معروف و محبوب بروند.

    یک چیز دیگه را هم بگم و روده‌درازی را تمام کنم. این فهرست اسمش "... دخترها باید قبل از 25 سالگی بخوانند" است اما پیش خودمان بماند تعداد زیادی از این کتاب‌ها جزو کتاب‌های محبوب من هستند. بعضی‌هایشان را مثل "زنان کوچک" شاید بیش از ده بار خوانده‌ام و بعضی‌هایشان را مثل "ماتیلدا" و "غرور تعصب" و "دختر ستاره‌ای" دوست دارم اگر فرصت کردم باز هم دوباره بخوانم. این را هم توضیح بدهم که من یک "پسرم"! بنابراین همانطور که می‌بینید این کتاب‌ها خیلی هم در مصادره دخترها نیست.

    نکته آخر اینکه برای ما کتابفروش‌ها بعضی از این کتاب‌ها مربوط به قفسه "کودک" و گروه‌های سنی دبستان و راهنمایی هستند (مثل "ماتیلدا" و "الای افسون شده"). اینها را سعی کرده‌ام اول فهرست بیاورم. در مرحله بعد هم کتاب‌هایی آمده که معمولا در قفسه بزرگسالان قرار می‌گیرند، ولی خب از آن کتاب‌هایی هستند که "همه‌سالان" می‌توانند بخوانند و بچه‌های بزرگتر (دوره دبیرستان) می‌توانند "کتاب خواندن جدی‌تر" را با خواندن این کتاب‌ها تجربه کنند. امیدوارم که از خواندن‌شان لذت ببرید.

    (اگر خواستید کتاب‌هایی از این مجموعه را تهیه کنید، خوشحال می‌شویم کمک‌تان کنیم. با خرید کتاب از جیره‌کتاب به ما کمک می‌کنید تا بتوانیم مطالب بیشتر و بهتری تهیه کنیم و فعالیت‌هایمان را گسترش بدهیم!)

    ماتیلدا
    نویسنده: رولد دال
    ترجمه: پروین علی‌پور
    ناشر: افق
    سال نشر: 1400 (چاپ 17)
    قیمت: 88000 تومان
    تعداد صفحات: 328 صفحه
    شابک: 978-964-369-361-9
    امتیاز کتاب: (4.6 امتیاز با رای 35 نفر)
    پدر و مادر ماتیلدا لقب‌های زشتی به دخترشان داده‌اند: حقه‌باز! احمق! بی‌شعور! دروغگو! اما راستش را بخواهید ماتیلدا یک دختر کوچولوی نابعه است.
    پس باید دید که ماتیلدا چه‌طور می‌تواند رو دست پدر و مادرش بلند شود و به مدیر مدرسه بفهماند که استعداد و قدرتی کاملا استثنایی دارد.
    داستان با این جمله‌ها شروع می‌شود:
    "نکته‌ی خنده‌داری که در مورد پدر و مادرها وجود دارد این است که، حتی اگر فرزندشان چندش‌آورترین موجود عالم هم باشد، باز گمان می‌کنند تحفه‌ای بی‌همتاست!
    بعضی از آن‌ها، از این هم فراتر می‌روند و عشق به فرزند، چنان کورشان می‌کند که خیال می‌کنند رگه‌هایی از نبوغ در فرزندشان هست!
    البته تا این‌جای کار، زیاد اشکال ندارد. چون، به هر حال تا بوده، چنین بوده! اما ... امان از وقتی که درباره‌ی هوش سرشار بچه‌های نفرت‌انگیزشان برای ما سخن‌پراکنی می‌کنند! آن‌وقت است که فریادمان به آسمان بلند می‌شود: "یک لگن بیاورید! حال‌مان دارد به هم می‌خورد!"
    معلم‌های مدرسه که ناچارند چنین مزخرفاتی را از پدر و مادرهای از خودراضی تحویل بگیرند، واقعا خیلی عذاب می‌کشند. ولی معمولا موقع نوشتن کارنامه، تلافی‌اش را در می‌آورند ..."

    این کتاب را از جیره‌کتاب بخرید ...

    سیاه‌دل
    نویسنده: کورنلیا فونکه
    ترجمه: شقایق قندهاری
    ناشر: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
    سال نشر: 1391 (چاپ 2)
    قیمت: 8500 تومان
    تعداد صفحات: 587 صفحه
    شابک: 978-964-391-410-3
    امتیاز کتاب: (2 امتیاز با رای 2 نفر)
    مگی نمی‌داند چرا هیچوقت پدرش برایش با صدای بلند کتاب نمی‌خواند. شغل مو، پدر مگی، تعمیر کتاب‌های قدیمی است و خب اینکه آدمی اینهمه با کتاب سر و کار داشته باشد اما برای دخترش کتاب نخواند کمی عجیب به نظر می‌رسد!
    اما وقتی کاپریکورن و دوستان تبهکارش سر و کله‌شان پیدا می‌شود تا کتاب “سیاه‌دل” را از مو بدزدند، مگی تازه متوجه می‌شود که چرا پدرش با صدای بلند کتاب نمی‌خواند، چه بر سر مادرش آمده و …
    داستان با این جملات آغاز می‌شود:
    "آن شب باران آمد؛ بارانی بسیار زیبا که نم‌نم با نجوا می‌بارید. حتی پس از گذشت سالیان سال، فقط کافی بود مگی چشمانش را ببندد تا از نو صدای باران را بشنود، درست مثل انگشتر ظریف و کوچکی که آرام آرام روی شیشه پنجره ضربه می‌زد. در آن تاریکی، سگی که معلوم نبود کجاست پارس می‌کرد، و مگی، با اینکه بارها و بارها در جایش غلت می‌زد، خوابش نمی‌برد.
    مگی کتابی را که می‌خواند، زیر بالش گذاشته و کتاب چنان خود را به گوش او چسبانده بود که انگار می‌خواست مگی را وسوسه کند به سراغش برود. اولین باری که پدرش کتابی را زیر بالش او دید، سربه‌سرش گذاشته بود و گفته بود: "حتما خوابیدن با یک چیز سفت مستطیل‌شکل زیر سرت باید خیلی دلپذیر باشد. خودت بگو، قبول کن، حتما شب‌ها کتاب خودش داستان را زیر گوش تو زمزمه می‌کند!"
    مگی گفته بود: "آره، بعضی وقت‌]ا همین‌طور است، اما فقط به بچه‌ها جواب می‌دهد." مو هم با شنیدن این حرف به بینی‌اش تابی داده بود ..."

    چاپ کتاب تمام شده!

    چین دادن زمان
    نویسنده: مادلین ال. اینگل
    ترجمه: صدیقه ابراهیمی (فخار)
    ناشر: کتاب لوک (کاروان)
    سال نشر: 1388 (چاپ 1)
    قیمت: 4000 تومان
    تعداد صفحات: 240 صفحه
    شابک: 978-964-175-083-3
    امتیاز کتاب: (5 امتیاز با رای 1 نفر)
    بعد پنجم: مثل طول، عرض، ارتفاع و زمان، بعدی از دنیای ماست که اگر خوب بشناسیمش می‌توانیم در فواصل طولانی مثل چند سال نوری "میانبر" بزنیم و در عرض چند دقیقه به هر جای دنیا که دلمان می‌خواهد برسیم.
    الکساندر موری، پدر خانواده: دانشمند اخترفیزیکدان که در مورد بعد پنجم و "چین دادن زمان" تحقیق می‌کرد. یک سال است که گم شده.
    کاترین موری، مادر خانواده: دانشمند میکروب‌شناس و زنی بسیار زیبا و مهربان که مطمئن است شوهرش زنده است.
    مارگریت موری، دختر بزرگ خانواده: نوجوان، باهوش، بدعنق، تنها، کمی خشن و به اندازه‌ی مادرش مطمئن است پدر خانواده زنده است.
    چارلز والاس موری، پسر کوچک خانواده: کودک نابغه، همه خیال می‌کنند کر و لال است. احتمالا می‌تواند فکر دیگران را بخواند.
    ... در یک شب طوفانی و تاریک، سه پیرزن عجیب همراه با مارگریت، چارلز و دوستشان کالوین، راهی سفری دور و دراز بین سیارات دوردست می‌شوند تا پدر خانواده را پیدا کنند و از آن مهم‌تر تمام دنیا را نجات دهند!
    داستان با این جملات آغاز می‌شود:
    "شبی تاریک و توفانی بود.
    در اتاق زیرشیروانی، مارگرت موری لحاف چهل تکه‌ی کهنه را به خود پیچید و کنار تختخواب نشست، هراسان به درختانی که با نهیب و وزش شدید باد به هر سو کشیده می‌شدند، نگاه کرد. در پس درختان، ابرها با وزش باد دیوانه‌وار جابه‌جا می‌شدند و نور ماه لحظه به لحظه، از شکاف آن سایه‌های وهم‌انگیز بر زمین می‌ریخت. خانه تکان خورد. مگ نیز پیچیده در لحاف بر خود لرزید.
    او معمولا از هوا هراسی نداشت. با خود فکر کرد: ترسم از هوا نیست؛ هوا همه‌جا هست، روی همه چیز، همین‌طور روی من و روی سر مگ موری که کارها را غلط انجام می‌دهد.
    مدرسه. کار مدرسه‌اش نیز همه غلط بود. در کلاس شاگرد آخر بود. آن روز یکی از دبیران با ناراحتی گفته بود: "مگ، من واقعا نمی‌فهمم، بچه‌ای که چنان پدر و مادر دانشمندی دارد، چرا باید این‌قدر ضعیف باشد؟ اگر تصمیم نگیری بیشتر کار کنی، سال آینده توی همین کلاس می‌مانی." ..."

    چاپ کتاب تمام شده!

    الای افسون‌شده
    نویسنده: گایل کارسن لیواین
    ترجمه: محبوبه نجف‌خانی
    ناشر: آفرینگان
    سال نشر: 1399 (چاپ 4)
    قیمت: 35000 تومان
    تعداد صفحات: 336 صفحه
    شابک: 978-600-6753-22-5
    وقتی الا به دنیا می‌آید، پری‌ای به نام لوسیندا به او هدیه عجیبی می‌دهد: "موهبت مطیع بودن." الا باید از هر دستوری که به او می‌دهند اطاعت کند، خواه صبح تا شب لی‌لی راه رفتن باشد، خواه کشتن کسی! اما الای بااراده دوست ندارد مثل بره سرنوشتش را بپذیرد. او با مرگ مادرش، صاحب نامادری و دو خواهر ناتنی بدجنس می‌شود. ان‌ها در نبود پدرش با او مثل کنیز رفتار می‌کنند. الا برای باطل کردن طلسمش به سفر پرماجرایی دست می‌زند و در راه با شاهزاده و شوالیه‌هایش، غول‌ها و دیوها روبرو می‌شود و تا آستانه مرگ پیش می‌رود.
    آیا او سرانجام می‌تواند طلسمش را باطل کند؟ (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
    داستان با این جملات آغاز می‌شود:
    "آن پری ابله، لوسیندا، تصمیم نداشت نفرینم کند. قصدش این بود که لطفی در حقم بکند. من هنگام تولد، یک ساعت تمام بی‌وقفه گریه می‌کردم و ساکت نمی‌شدم. اشک‌هایم الهامبخش او شد. با دلسوزی به مادرم نگاه کرد و سرش را به چپ و راست تکان داد و بینی‌ام را نوازش کرد و گفت: "هدیه من به تو اطاعت است. الا همیشه مطیع خواهد بود. حالا دیگر گریه نکن، کوچولو."
    و من دست از گریه کردن برداشتم.
    پدرم همیشه در سفری تجاری بود، اما آشپزمان، مندی، آن‌جا بود. او و مادرم به وحشت افتادند و هر قدر به لوسیندا توضیح دادند، نتوانستند به او بفهمانند که چه بلای وحشتناکی سرم آورده. می‌توانم بگومگویشان را در ذهنم مجسم کنم: کک و مک‌های صورت مندی مشخص‌تر از همیشه و موهای فرفری خاکستری‌اش آشفته شده بود و از شدت خشم غبغبش می‌لرزید. مادرم خشمگین اما آرام، با موهای فرفری قهوه‌ای خیش از عرق از درد زایمان و چشمانی که شادی از آن‌ها رفته بود ..."

    این کتاب را از جیره‌کتاب بخرید ...

    دختر ستاره‌ای
    نویسنده: جری اسپینلی
    ترجمه: فریده اشرفی
    ناشر: ایران‌بان
    سال نشر: 1400 (چاپ 11)
    قیمت: 75000 تومان
    تعداد صفحات: 233 صفحه
    شابک: 978-964-2980-05-5
    امتیاز کتاب: (4.4 امتیاز با رای 12 نفر)
    دختر عجیبی به مدرسه لئو می‌آید و خودش را "استارگرل" (دختر ستاره‌ای) معرفی می‌کند. اما این فقط اسم او نیست که عجیب و غریب است. استارگرل با همه‌ی بچه‌های دیگر فرق می‌کند. او هر روز که تولد کسی باشد در ناهارخوری مدرسه برای او آواز می‌خواند. در مسابقات ورزشی مدارس اگر تیم رقیب بهتر بازی بکند، آن تیم را تشویق می‌کند و ... خلاصه هیچیک از کارهای استارگرل عادی و معمولی نیست. لئو کم‌کم به استارگرل علاقمند و با او دوست می‌شود. اما تمام بچه‌های مدرسه برضد استارگرل هستند. به همین خاطر لئو نمی‌داند چگونه می‌تواند به این دوستی که باعث دوری همه‌ی بچه‌های مدرسه از او شده ادامه دهد ...
    داستان با این جملات آغاز می‌شود:
    "وقتی بچه بودم، عمو پیت کراواتی داشت با نقش جوجه‌تیغی. فکر می‌کردم آن کراوات قشنگ‌ترین چیز دنیاست. عمو پیت با حوصله جلوی من می‌ایستاد، و من مشغول دست کشیدن به سطح ابریشمی آن می‌شدم، حتی گاهی انتظار داشتم یکی از تیغ‌ها دستم را سوراخ کند. یک بار اجازه داد آن را ببندم. همیشه دنبال کراواتی مثل آن بودم تا مال خودم باشد. اما هیچ وقت نتوانستم پیدا کنم.
    وقتی دوازده‌ساله شدم از پنسیلوانیا در آریزونا اسباب‌کشی کردیم. وقتی عمو پیت برای خداحافظی آمد، همان کراوات را زده بود. فکر کردم حتما این کار را کرده تا برای آخرین بار نگاهی به آن بیاندازم و از این بابت از او ممنون بودم. اما آخر سر، در یک غلیان عاطفی، خیلی سریع کراوات را باز کرد و انداخت دور گردن من. گفت: "این مال تو، هدیه‌ی خداحافظی." ..."

    چاپ کتاب تمام شده!

    زنان کوچک
    نویسنده: لوئیز ام آلکوت
    ترجمه: شهین‌دخت رئیس‌زاده
    ناشر: علمی و فرهنگی
    سال نشر: 1400 (چاپ 9)
    قیمت: 70000 تومان
    تعداد صفحات: 352 صفحه
    شابک: 978-600-121-053-2
    امتیاز کتاب: (4.4 امتیاز با رای 23 نفر)
    جو، مگ، ایمی و بت چهار دختر خانواده‌ی مارچ هستند که به همراه مادرشان زندگی می‌کنند. پدر خانواده به جنگ رفته و به همین خاطر وضعیت اقتصادی خانواده با مشکل و سختی مواجه است. اما چهار خواهر به همراه مادرشان تلاش می‌کنند تا با امید زندگی را بگذرانند و در عین سادگی، شاد و سرخوش باشند.
    لاری پسر نوجوانی است که پدر و مادر خود را از دست داده و به همراه پدربزرگ پولدارش در همسایگی خانواده مارچ زندگی می‌کند. او معمولا از دور شلوغ‌بازی‌های چهار خواهر را در خانه‌ی همسایه نگاه می‌کند و تنهایی خود را با زندگی دختران مارچ مقایسه می‌کند. تا اینکه روزی جو مارچ لاری را به جمع خواهرها دعوت می‌کند. آشنا شدن لاری با خانواده مارچ باعث می‌شود تا او خود را یکی از اعضای خانواده آنها بداند و در اتفاقات مختلف داستان با شادی‌های آنها شاد شود و برای حل مشکلات و سختی‌های زندگی آنها تلاش کند.
    داستان با این جملات آغاز می‌شود:
    "جو غرغرکنان روی قالی دراز کشید و گفت: "کریسمسی که بدون هدیه باشد، کریسمس نیست."
    مگ هم با خجالت نگاهی به لباس کهنه‌اش کرد و گفت: "آره خیلی بد است که آدم فقیر باشد."
    ایمی با ناراحتی آهی کشید و گفت: "فکر نمی‌کنم انصاف باشد که بعضی از دخترها یک عالم چیزهای قشنگ داشته باشند و دخترهای دیگر هیچ چیز نداشته باشند."
    بت از آن گوشه که بود، با خوشحالی گفت: "در عوض ما پدر و مادر، و همدیگر را داریم."
    هر چهار نفر آنها که نور آتش بر چهره‌هایشان افتاده بود، با شنیدن این حرف خوشحال‌کننده شاد شدند، اما وقتی حرف غم‌انگیز جو را شنیدند دوباره چهره‌هایشان را سایه‌ای از غم پوشاند. جو گفت: "اما ما که الان پدر نداریم. شاید هم تا مدتی طولانی پدر نداشته باشیم." ..."

    چاپ کتاب تمام شده!

    کشتن مرغ مینا
    نویسنده: هارپر لی
    ترجمه: فخرالدین میررمضانی
    ناشر: علمی و فرهنگی
    سال نشر: 1398 (چاپ 6)
    قیمت: 65000 تومان
    تعداد صفحات: 414 صفحه
    شابک: 978-964-00-1381-8
    امتیاز کتاب: (4.1 امتیاز با رای 75 نفر)
    داستانِ کتاب از زبانِ دخترِ نوجوانی به نام اسکات فینچ حکایت می‌شود که در شهر کوچکی در ایالت آلاباما زندگی می‌کند. پدر اسکات وکیل است و در زمان وقوع داستان پرونده‌ی مرد سیاه‌پوستی را پذیرفته که متهم است به دختر سفیدپوستی تجاوز کرده.
    راویِ نوجوانِ داستان با بیانِ عکس‌العملِ مردمِ شهرش در مقابل این پرونده‌ی حقوقی، روایتی از تعصبِ بی‌دلیلِ عامه‌ی مردم و کارِ سختِ مبارزه برای تغییرِ پیش‌داوری‌ها را برای خواننده بازگو می‌کند.
    داستان با این جملات آغاز می‌شود:
    "وقتی برادرم جیم تقریبا سیزده ساله بود، دستش از ناحیه آرنج به ستخی شکست. هنگامی که دستش معالجه شد و ترسش از اینکه دیگر هیچ‌وقت نتواند فوتبال بازی کند تخفیف پیدا کرد، به‌ندرت به این حادثه فکر می‌کرد. بازوی چپش اندکی از بازوی راستش کوتاه‌تر بود. وقتی که می‌ایستاد یا راه می‌رفت، پشت دست چپش زاویه قائمه‌ای با تنش تشکیل می‌داد و شستش موازی رانش قرار می‌گرفت. همین‌قدر که می‌توانست توپ را پاس بدهد و پانت کند، دیگر غمی نداشت.
    سال‌ها بعد وقتی مجالی دست داد که به گذشته فکر کنیم، گاهی درباره عللی که منجر به این حادثه شد با هم صحبت می‌کردیم. من عقیده داشتم که خانواده یوئل همه این ماجرا را موجب شدند. ولی جیم که چهار سال از من بزرگ‌تر است، می‌گفت مطلب سابقه طولانی‌تری دارد ..."

    اطلاعات بیشتر درباره این کتاب را می‌توانید در اینجا بیابید.

    چاپ کتاب تمام شده!

    آن فرانک؛ خاطرات یک دختر جوان
    نویسنده: آن فرانک
    ترجمه: شهلا طهماسبی
    ناشر: کتاب پارسه
    سال نشر: 1398 (چاپ 4)
    قیمت: 49000 تومان
    تعداد صفحات: 351 صفحه
    شابک: 978-600-353-323-4
    امتیاز کتاب: (5 امتیاز با رای 1 نفر)
    "خاطرات آن فرانک" نخستین‌بار در سال 1947 در آمستردام به چاپ رسید. سپس ترجمه انگلیسی آن با نام "خاطرات یک دختر جوان" در ایالات متحده و بریتانیا انتشار یافت و در 1955 نمایشنامه‌ای با همین نام از آن تهیه شد که طرفدار بسیار داشت و جایزه پولیتزر به آن تعلق گرفت.
    کتاب، خاطرات دختر نوجوانی است که هنگام اشغال هلند توسط نیروهای آلمان نازی پانزده سال داشته. او نوشته‌هایش را در قالب نامه‌هایی به یکی از دوستانش نوشته. آن فرانک در آخرین روزهای جنگ جهانی دوم در یکی از اردوگاه‌های نگهداری از یهودیان بر اثر بیماری تیفوس از دنیا می‌رود و خاطرات او پس از پایان جنگ منتشر می‌شود.
    متن کتاب با این جملات آغاز می‌شود:
    "یکشنبه، 14 ژوئن 1942
    از لحظه‌ای شروع می‌کنم که تو را به دست آوردم، لحظه‌ای که تو را در میان بقیه هدیه‌های تولدم روی میز دیدم. (موقعی که تو را برایم خریدند، خودم حضور داشتم اما این در موضوع تاثیری ندارد.)
    جمعه، 12 ژوئن، ساعت شش صبح از خواب بیدار شدم، اما چیز عجیبی نیست چون روز تولدم بود. اما از آن‌جا که نباید این وقت صبح از خواب بیدار می‌شدم، مجبور بودم تا ساعت یک ربع به هفت کنجکاوی‌ام را مهار می‌کردم. آن وقت طاقتم طاق شد و دویدم طرف اتاق ناهارخوری و مورجی (گربه‌مان) به استقبالم آمد و خودش را به پاهایم مالید ..."

    چاپ کتاب تمام شده!

    دختر بخت
    نویسنده: ایزابل آلنده
    ترجمه: اسدالله امرایی
    ناشر: کتابسرای تندیس
    سال نشر: 1399 (چاپ 10)
    قیمت: 75000 تومان 64000 تومان
    تعداد صفحات: 431 صفحه
    شابک: 978-964-91984-7-7
    امتیاز کتاب: (4.3 امتیاز با رای 4 نفر)
    دختری سر راهی در شیلی دم در خانه رز و جرمی خواهر و برادر انگلیسی مجرد و پولداری قرار می‌گیرد. رز به این دختر علاقه‌مند شده و او را به فرزندخواندگی قبول می‌کند . الیزا در این خانواده سرشناس بزرگ می‌شود. ماجراهای الیزا وقتی شروع می‌شود که عاشق یکی از کارمندان فقیر و بی‌اصل و نسب جرمی به نام خواکین می‌شود.
    داستان با این جملات آغاز می‌شود:
    "هر آدمیزادی با ویژگی‌های منحصر به فرد به دنیا می‌آید؛ الیزا سامرس هم از همان اول زندگی‌اش متوجه شد که دو ویژگی بارز دارد: حس بویایی نیرومند، و حافظه‌ای قوی. از اولی برای امرار معاش استفاده می‌کرد و از دومی برای یادآوری و مرور عمری که گذرانده بود - حالا اگر دقیق و مو به مو و راستاراست نبود دست کم روشنایی شهود شاعرانه‌ی طالع‌بین‌ها را که داشت. چیزهایی که فراموش می‌کنیم شاید هرگز اتفاق نیافتاده باشد، اما او خاطرات زیادی داشت، چه واقعی، چه خیالی، و این به دو بار زندگی کردن می‌ماند. به دوست معتقد و یک‌رنگ خود تائوچی ین می‌گفت که حافظه‌اش به بار کشتی شبیه است؛ کشتی‌ای پر از جعبه و بشکه و کیسه‌هایی که سرشار از خاطرات اوست. موقع بیداری، پیدا کردن چیزی مشخص توی آن بازار شام مشکل بود، ولی وقت خواب می‌توانست، درست همان‌طوری که مامافریتسیا در طول شبهای آرام دوران کودکی به گوشش می‌خواند، همان موقعی که واقعیت به مرکب رنگ پریده‌ای می‌مانست. وارد کوی رویاهایش می‌شد و در طول راه‌های آشنا قدم می‌زد و با دقت تمام برمی‌گشت مبادا که بلور نازک تخیلاتش در برخورد با روشنایی تند ترک بردارد ..."

    اطلاعات بیشتر درباره این کتاب را اینجا بیابید.

    این کتاب را از جیره‌کتاب بخرید ...

    غرور و تعصب
    نویسنده: جین آستین
    ترجمه: رضا رضایی
    ناشر: نشر نی
    سال نشر: 1400 (چاپ 30)
    قیمت: 180000 تومان
    تعداد صفحات: 449 صفحه
    شابک: 978-964-312-843-1
    امتیاز کتاب: (4.3 امتیاز با رای 42 نفر)
    آقای بینگلی به همراه دوستش دارسی، دو نجیب‌زاده‌ی ثروتمند هستند که برای تفریح و تفرج به ملکی در همسایگی خانواده‌ی بنت می‌آیند. خانم و آقای بنت پنج دختر دارند. این مساله که آنها فرزند پسری ندارند باعث شده تا خانم بنت همواره در فکر پیدا کردن یک داماد پولدار برای هریک از دخترهایش باشد. از این نظر بینگلی و دارسی دو نمونه بسیار مناسب برای خانم بنت هستند!
    اما اعضای خانواده بنت خیلی زود متوجه می‌شوند که هر قدر آقای بینگلی معاشرتی و خوش‌صحبت است، دارسی پرافاده و گوشه‌گیر است و به همه از بالا نگاهی می‌کند و کسی از اهالی منطقه را در شان خود نمی‌داند. به همین خاطر هم خیلی زود خانواده بنت، مخصوصا الیزابت دختر دوم آنها، دارسی را جزو افراد غیرقابل‌معاشرت طبقه‌بندی می‌کنند و فقط به خاطر مراعات حال آقای بینگلی، حضور دارسی را تحمل می‌کنند!
    آقای بینگلی اما با خلق خوش خود دل خانواده بنت را می‌برد و خود نیز پس از مدتی دلباخته‌ی جین، بزرگترین دختر خانواده بنت می‌شود. همزمان با جدی شدن رابطه بینگلی و جین، دارسی نگران می‌شود و بینگلی را راضی می‌کند تا با هم به لندن برگردند. سفر آنها به مرور باعث می‌شود تا ارتباط بینگلی و جین سرد شود و ...
    داستان با این جملات آغاز می‌شود:
    "صغیر و کبیر فرض‌شان این است که مرد مجرد پول‌وپله‌دار قاعدتا زن می‌خواهد.
    وقتی چنین مردی وارد محل جدیدی می‌شود، هرقدر هم که احساسات یا عقایدش ناشناخته باشد، چنان این فرض در ذهن خانواده‌های اطراف جا افتاده است که او را حق مسلم یکی از دخترهای خود می‌دانند.
    روزی خانم بنت به شوهرش گفت: "آقای بنت عزیز، شنیده‌ای که ندرفیلد پارک را بالاخره اجاره داده‌اند؟"
    آقای بنت در جواب گفت که نه، نشنیده است.
    خانم بنت گفت: "ولی اجاره شده. همین الان خانم لانگ این‌جا بوده، سیر تا پیازش را گفته."
    آقای بنت جوابی نداد.
    زنش بی‌طاقت شد و با صدای بلند گفت: "نمی‌خواهی بدانی که چه کسی اجاره‌اش کرده؟"
    "تو می‌خواهی به من بگویی. باشد، گوش می‌کنم."
    همین دعوت کافی بود.
    "بله، عزیزم، باید بدانی خانم لانگ می‌گوید که ندرفیلد را یک جوان پول‌وپله‌داری اجاره کرده که مال شمال انگلستان است. روز دوشنبه با کالسکه چهاراسبه آمده بود ملک را ببیند. آن‌قدر خوشش آمد که درجا با آقای موریس توافق کرد. قرار است قبل از پاییز بیاید بنشیند. چند تا از خدمتکارهایش تا آخر هفته بعد می‌آیند به این خانه." ..."

    چاپ کتاب تمام شده!

    سرگذشت ندیمه
    نویسنده: مارگارت اتوود
    ترجمه: سهیل سمی
    ناشر: ققنوس
    سال نشر: 1401 (چاپ 19)
    قیمت: 165000 تومان
    تعداد صفحات: 463 صفحه
    شابک: 978-964-311-419-0
    امتیاز کتاب: (3.8 امتیاز با رای 10 نفر)
    افرد ندیمه‌ای است در حکومت تئوکراتیک جلید. او اجازه دارد روزی یک بار برای خرید در بازار از خانه فرمانده و همسرش خارج شود. بازاری که در آن تصاویر جای کلمات را گرفته‌اند، زیرا زنان دیگر حق خواندن ندارند. ندیمه ماهی یک بار به بستر می‌رود و دعا می‌کند که از فرمانده آبستن شود. چون در عصری که زاد و ولد کاهش پیدا کرده، ارزش افراد و سایر ندیمه‌ها تنها به بارآوری رحم آن‌هاست. افرد سال‌های پیش را به خاطر دارد. ایامی که با همسرش، لوک، زندگی می‌کرد و با او نرد عشق می‌باخت: ایامی که با دخترش بازی و از او مراقبت می‌کرد: ایامی که شغلی داشت و درآمدی، و از حق آموختن بهره‌مند بود. ولی حالا همه این‌ها بر باد رفته است ... (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
    داستان با این جملات آغاز می‌شود:
    "در اتاقی می‌خوابیدیم که زمانی سالن ورزش بود. روی کف چوبی لاک و الکل خورده سالن خطوط و دایره‌هایی دیده می‌شد که در گذشته برای مسابقات کشیده بودند. حلقه‌های تور بسکتبال هنوز بود، اما از خود تورها خبری نبود. دور تا دور سالن برای تماشاچی‌ها بالکن ساخته بودند. احساس می‌کردم بوی تند عرق، آمیخته به بوی شیرین آدامس و عطر دختران تماشاچی آن زمان در مشامم مانده است. از روی عکس‌ها معلوم بود که دخترها ابتدا دامن‌های بلند، بعد مینی‌ژوپ و بعد شورت به پا می‌کرده‌اند، و سرانجام یک گوشواره و موهای رنگ‌شده سبز سیخ سیخ. در همین سالن مجالس رقص برپا می‌کرده‌اند: نغمه ممتد موسیقی با نوای لایه لایه نامحسوس، در سبک‌های مختلف و با پیش‌زمینه‌ی آوای طبل‌ها. ضجه‌ای حزن‌انگیز، حلقه‌های گل کاغذی، آدمک‌های مقوایی و توپ چرخانی از آینه که گَردِ نور بر سر حضار در حال رقص می‌پاشید ..."

    اطلاعات بیشتر درباره این کتاب را می‌توانید اینجا بیابید.

    این کتاب را از جیره‌کتاب بخرید ...

    آبی‌ترین چشم
    نویسنده: تونی موریسون
    ترجمه: نیلوفر شیدمهر، علی جباری (آذرنگ)
    ناشر: دریچه
    سال نشر: 1385 (چاپ 1)
    قیمت: 120000 تومان
    تعداد صفحات: 264 صفحه
    شابک: 964-8072-04-3
    داستان پکولا، دختر بچه‌ای یازده ساله و سیاه‌پوست، که در آمریکایی زندگی می‌کند که همه در آن عاشق دختربچه‌های بلوند و چشم‌آبی هستند. پکولا فکر می‌کند زشت است و آرزویش این است که چشم‌هایش آبی باشند، تا او زیبا بشود، تا مردم به او نگاه کنند، تا دنیایش رنگ دیگری به خود بگیرد ...
    داستان با این جملات آغاز می‌شود:
    "راهبه‌ها، سبکبال می‌خرامند و مردانی مدهوش و شوخ‌چشم در سرسرای هتل یونانی آواز می‌خوانند. رزماری ویلانوچی، همسایه دیواربه‌دیوار ما، که بالای کافه پدرش زندگی می‌کند در یک اتومبیل بیوک مدل 1939 نشسته است و نان و کره می‌خورد. او پنجره را پایین می‌کشد تا به من و خواهرم فریدا بگوید که اجازه نمی‌دهد داخل شویم. به او خیره می‌شویم. از نان او می‌خواهیم. اما بیشتر در پی آنیم که با نگاهمان موج خودپسندی نمایان در چشمانش را درهم‌بشکنیم و غرور مالکانه جلوه‌گر در پیچ و تابهای دهانش به‌هنگام جویدن غذا را خرد کنیم. به خودمان می‌گوییم: هروقت از اتومبیل بیرون بیاید به‌جانش می‌افتیم و پوست سفیدش را، با خراشهای سرخ‌فام، خط می‌اندازیم. او گریه خواهد کرد و از ما خواهد پرسید: "دلتان می‌خواهد پایین بکشم؟" و ما خواهیم گفت: "نه" نمی‌دانیم که اگر چنین کاری بکند چه حالی به ما دست خواهد داد یا چه خواهیم کرد. اما می‌دانیم که هرگاه چنین سوالی بکند می‌خواهد پیشنهادی اغواکننده به ما بدهد و ما باید با خودداری از پذیرش آن غرورمان را پاس داریم ..."

    این کتاب را از جیره‌کتاب بخرید ...

    مشاهده و انتخاب کتاب‌های فهرست در بخش مشترکین

    در این صفحه کتاب‌های زیر معرفی شده‌اند:
    ماتیلدا (رولد دال)، غرور و تعصب (جین آستین)، زنان کوچک (لوئیز ام آلکوت)، سرگذشت ندیمه (مارگارت اتوود)، کشتن مرغ مینا (هارپر لی)، دختر ستاره‌ای (جری اسپینلی)، چین دادن زمان (مادلین ال. اینگل)، سیاه‌دل (کورنلیا فونکه)، دختر بخت (ایزابل آلنده)، الای افسون‌شده (گایل کارسن لیواین)، آن فرانک؛ خاطرات یک دختر جوان (آن فرانک)

    نظر بدهيد

    تصویر امنیتی
    تصویر امنیتی جدید

    حقوق كلیه مطالب منتشر شده در این پایگاه اطلاع‌رسانی متعلق به جیره‌كتاب است