خب، رسیدیم به آخرین فهرست سال 1397، که البته 5 روز پس از پایان سال منتشر میشود. سال 1397 را با این قول و قرار به خودم آغاز کردم که "کمتر کتاب بخرم!" نه به این خاطر که "کتاب خریدن" خدای نکرده عادت مذمومی است. بلکه به این خاطر که آنقدر کتاب خریده شدهی "روی دست مانده" (نخوانده و "تبلیغ نکرده") دارم که احتمالا برای رسیدگی به آنها الباقی عمر کفاف نخواهد داد. ماههای ابتدایی سال هم به هر حال عنان اختیار را نگه داشتم و سعی کردم به قول و قرار ابتدای سال پایبند بمانم. اما بعد به مرور دوباره آش همان شد و کاسه همان. انگار که ترک عادت به این سادگی میسر نیست.
بگذریم. آخرین فهرست سال 1397 را (که عجب سالی هم بود!) دوست دارم با اشاره به کتاب مت هیگ آغاز کنم. کتاب قبلی هیگ (انسانها، هیچجا خانه نمیشود) به نوعی اولین درامِ خانوادگیِ علمی-تخیلی بود که در عمرم خواندم. ماجرای "انسان شدن" (و البته عاشق شدن) یک آدم فضایی که خودش را میانِ زمینیها و در میان یک خانواده به جای پدر درگذشته جا میزند و به جای انجام ماموریت شیطانیاش تصمیم میگیرد که اجرای این نقش را ادامه دهد. از خلاصه داستان "چگونه زمان را متوقف کنیم" به نظر میآید که در این کتاب هم نویسنده از فضای "علمی-تخیلی/فانتزی" برای بیان داستانی عشقی/هیجانی کمک گرفته است.
نویسنده: مت هیگ
ترجمه: گیتا گرکانی
ناشر: هیرمند
سال نشر: 1396 (چاپ 5)
قیمت: 175000 تومان
تعداد صفحات: 436 صفحه
شابک: 978-964-408-502-4
او که به ظاهر 41 ساله است، در واقع قرنها پیش متولد شده و صدها سال است که به زندگی ادامه میدهد. او با شکسپیر نمایشنامه اجرا کرده است، به همراه کاپیتان کوک به کشف دریاها رفته، و با اسکات فیتزجرالد حشر و نشر داشته است. مشکل اینجاست که انجمن آلباتروز، که محافظت از افرادی مثل تام را برعهده دارند، یک قانون دارد و آنهم این است که اعضای انجمن نباید هیچگاه عاشق شوند و به افراد فانی دل ببندند ...
"اغلب به چیزی فکر میکنم که هندریک، بیشتر از یک قرن پیش، در آپارتمانش در نیویورک به من گفت.
گفت: "اولین قانون این است که عاشق نشوی. قوانین دیگری هم وجود دارد، اما این قانون اصلی است. عاشق نشدن. عاشق نماندن. در مورد عشق خیالپردازی نکردن. اگر این قانون را رعایت کنی بقیه تقریبا درست خواهد بود."
از میان حلقههای دود سیگارش، به سنترال پارک خیره شد که درختهایش بر اثر گردباد از ریشه درآمده بودند.
گفتم: "شک دارم هرگز دوباره عاشق شوم."
هندریک با همان حالت خبیثانهی خودش لبخند زد: "خوب است. البته میتوانی به خودت اجازه بدهی که عاشق غذا و موسیقی و شامپاین و عصرهای نادر آفتابی در اکتبر باشی. میتوانی منظرهی آبشارها و بوی کتابهای کهنه را عاشقانه دوست داشته باشی، اما عاشق آدمها بودن ممنوع است. خودت را به آدمها وابسته نکن و سعی کن هرقدر میتوانی نسبت به کسانی که میبینی کمتر احساس داشته باشی. چون در غیر این صورت کم کم عقلت را از دست میدهی ..." ..."
فهرست این ماه پر است از کتابهایی که دوستان جیرهکتاب پیشنهاد/سفارش دادهاند و منهم آنها را تهیه کردهام. از میان این کتابها، حالا که صحبت علمی-تخیلیها شد، خوب است که اول با "پختستان" آشنا شوید. یک علمی-تخیلی کلاسیک که در قرن نوزدهم نوشته شده و بهانهی آشنا شدنم با آن، انتخاب کتابی مناسب برای مطالعه دانشآموزان رشته ریاضی در تعطیلات عید بوده است. جالب اینجاست که این یکی هم در نام خود در زبان اصلی عبارت A Romance of Many Dimensions را یدک میکشد و به نظر میرسد مثل کتاب قبلی یک عاشقانهی علمی-تخیلی (یا یک علمی-تخیلیِ عاشقانه) باشد. بگذریم که از خلاصه داستانش برمیآید که بحث نابرابری جنسیتی نیز در "ابعاد مختلف" داغ است.
نویسنده: ادوین ابوت
ترجمه: منوچهر انور
ناشر: کارنامه
سال نشر: 1393 (چاپ 2)
قیمت: 37500 تومان
تعداد صفحات: 172 صفحه
شابک: 978-964-431-079-9
"جهانمان را پختستان مینامم، تا ماهیت آن را روشنتر کرده باشم برای شما خوانندگان سعادتمند که به زندگی در مکان ممتازید، وگرنه ما خود آن را پختستان نمیگوییم.
تجسم کنید یک صفحه پهناور کاغذ را که بر آن خطهای مستقیم، مثلثها، مربعها، مخمسها، مسدسها و دیگر اشکال هندسی، به جای آنکه نقوش ثابتی باشند، آزادوار در آمد و رفتاند، بیآنکه بتوانند از سطح فراخیزند، یا در آن فروروند. سخت به سایه شبیهاند، اما سفتاند و لبههای تابناک دارد. با تجسم یک چنین تصویری، دیگر تصور نسبتا درستی از موطن من و هموطنانم در ذهن خود دارید. هیهات، که روزگاری میگفتم "جهان من"؛ اما سالهاست که دیگر ذهنم به چشماندازهای برتری از اشیا باز شده است ..."
ناشر هممحل ما در اسفندماه بسیار پرکار بود و انواع و اقسام کتابهای مختلف را تا عید نشده روانه بازار کرد. معرفی اغلب این کتابها میماند برای فروردین. اما برای این ماه دلم نیامد که یک عنوان از داستانهای "پارکر" را حضورتان معرفی نکنم.
پیش از این با پارکر از طریق دیدن دو فیلم سینمایی آشنا شده بودم. یکی با هنرنمایی مل گیبسون و دیگری با حضور جیسون استاتهام. فیلم مل گیبسون براساس داستان همین کتاب "تسویهحساب" ساخته شده که اولین داستان از مجموعه داستانهای پارکر است و در آن به نوعی این شخصیت بزنبهادر به خوانندگان معرفی میشود.
به عنوان یکی از طرفداران جک ریچر خیلی مشتاقم که یکی دو داستان هم از جناب پارکر بخوانم و ببینم در مقام مقایسه کدامیک از این دو قهرمان بزنبهادرتر هستند!
نویسنده: ریچارد استارک (دونالد ای. وستلیک)
ترجمه: علی عباسآبادی
ناشر: کتابسرای تندیس
سال نشر: 1397 (چاپ 1)
قیمت: 26000 تومان
تعداد صفحات: 251 صفحه
شابک: 978-600-182-339-8
امتیاز کتاب:

حالا رزنیک که پیش از آن چیزی بیش از یک سارق سطح پایین نبوده به شخصی مهم در سلسله مراتب اکیپ تبدیل شده است، بنابراین پارکر برای رسیدن به سهمش باید با گروه عظیمی از خلافکاران رودررو شود.
"وقتی رانندهی شورولت با چهرهای جوان به او پیشنهاد سوار شدن داد، پارکر بهش گفت برود گم شود. یارو هم گفت: "گور پدرت، رفیق." و شورولتش را با سرعت به سیل ماشینهای در حال رفتوآمد برد و با غرش به طرف باجههای اخذ عوارض رفت. پارکر روی لاین سمت راست تف کرد، آخرین سیگارش را روشن کرد و پیاده از روی پل جرج واشنگتن گذشت.
ساعت هشت صبح ماشینها با صدای ممممممممممممممممممممم همه از این سمت به طرف شهر میرفتند. هیچکس به طرف جرسی نمیرفت. زیر پل هم به همین صورت بود.
باد وسط پل را میلرزاند و تکان میداد. همیشه همینطور بود، اما پارکر هیچوقت به آن توجه نکرده بود. قبلا هیچوقت پیاده از روی آن عبور نکرده بود. احساس میکرد زیر پایش میلرزد و همین اعصابش را به هم ریخت ..."
نشر اطراف هم در چند ماه گذشته خوب فعال بوده. مثلا با انتشار کتاب بعدی نوید انتشار مجموعه سفرنامههایی به قلم زنان به علاقمندان داده شده. از حق نگذریم که عنوان همین مجلد اول مجموعه هم خوب "آرتیستی" انتخاب شده و شدیدا آدم را کنجکاو میکند که کتاب را تهیه کند و ببیند که ماجرایش چیست!
نویسنده: زهره ترابی (ویرایش و تدوین)
ناشر: اطراف
سال نشر: 1401 (چاپ 13)
قیمت: 238000 تومان
تعداد صفحات: 251 صفحه
شابک: 978-622-6194-00-6
عالیه خانم شیرازی، نویسنده این سفرنامه، سفرش را از کرمان شروع کرده، با گذر از بمبئی به شهرهای زیارتی عربستان و عراق رفته و پس از بازگشت به ایران مدت زیادی را در دربار ناصری گذرانده است.
"روز شنبه بیست و پنج رمضانالمبارک سنه 1309 در منزل فعلی مکان دولاب سه ساعت به غروب مانده سوار شدیم. با چشم گریان و دل بریان و دوری احباب و مفارقت اقوام آمدیم رقآباد. دوستان مشایعت آمدند. در آنجا وداع کرده، برگشتند. شب را سرکار خان تب کردند به شدت.
صبح یکشنبه که از خواب بیدار شدیم، باد و طوفان زیاد بود. حاجی جعفر آشپز هم حالتی نداشت. به این واسطه بار نکردند. چون سرکار خان تب داشتند. آش طرف گلسرخی ترتیب دادیم به جهت ایشان. سبزی آن را هم پیجر و ترشک کردیم. میل فرمودند. دو سه قاشق بنده خوردم و دو سه قاشق سرکار علیه خانم میل فرمودند. برای سرکار خان الحمدالله منفعت کرد ..."
کتاب بعدی هم پنجمین کتاب از مجموعه "جستارهای روایی" است که نشر اطراف منتشر کرده است. جستار، معادل Essay بکار رفته و منظور از آن نوعی از مقاله است که ... خیلی معلوم نیست باید چطوری نوشته شده باشد که یک "جستار" به حساب بیایید!!! به هر حال بهنظر میآید بهترین راه برای سردرآوردن از ماهیت این نوع خاص از نوشتار خواندن نمونههایی از آن است. میتوانید کار را با خواندن یکی از همین کتابهای مجموعه "جستارهای روایی" شروع کنید.
نویسنده: جاناتان فرنزن
ترجمه: ناصر فرزینفر
ناشر: اطراف
سال نشر: 1403 (چاپ 16)
قیمت: 147000 تومان
تعداد صفحات: 151 صفحه
شابک: 978-622-6194-09-9
امتیاز کتاب:

"صبح به خیر فارغالتحصیلان سال 2011. صبح به خیر بستگان دانشجویان و اعضای هیئت علمی. حضور در این جمع برای من موجب سرافرازی و افتخار زیادی است. میخواهم صحبتم را با این فرض آغاز کنم که لابد وقتی از یک نویسندهی ادبی برای ادای این سخنرانی دعوت میکردید، میدانستید که قرار است چه چیزی نصیبتان شود. میخواهم همان کاری را بکنم که نویسندگان ادبی میکنند، که عبارت است از حرف زدن دربارهی خودشان، با این امید که تجربیات من با مال شما بخواند. میخواهم حول و حوش موضوع عشق و رابطهاش با زندگیام حرف بزنم و دنیای غریب سرمایهداری فناوریمحوری که شماها دارید به ارث میبرید ..."
کتاب بعدی هم مجموعهای از جستارهاست. اینبار درباره شهرها و چندوچون تابآوردنشان در مقابل بلایای طبیعی و غیرطبیعی. هر جستار کتاب را نویسندهای درباره شهری نوشته است. نیویورک، ورشو، برلین، لسآنجلس و گرنیکا شهرهایی هستند که در جستارهای کتاب به آنها پرداخته شده.
نویسنده: (گردآوری) لارنس جی. ویل، توماس جی. کامپانلا
ترجمه: نوید پورمحمدرضا
ناشر: اطراف
سال نشر: 1402 (چاپ 7)
قیمت: 239000 تومان
تعداد صفحات: 246 صفحه
شابک: 978-622-99224-7-7
- تخیل روایی و هنر خوشبینی
- فیلمها و رمانهای علمی-تخیلی، هنرهای گرافیکی، بازیهای کامپیوتری، عکس، نقاشی، آگهیها و کارتونها
- حفظ میراث ملی و جدلهای تبلیغاتی جناحهای سیاسی
- خاطره، یادسپاری، نمادها و سنتهای فرهنگی و مطالبات و نیازهای بازماندگان
- بازسازی کالبدی و التیام عاطفی
- همزیستی ناگزیر قربانیان و مجرمان، و ضرورت اعتمادسازی
(برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
"کسی که ضربالمثل مشهور لاتین "و این چنین به سرمیرسد شکوه و زیبایی جهان" را نوشته است، احتمالا شهرساز نبوده. بسیاری از شهرها در طول تاریخ ویران شدهاند - چپاول شده یا به لرزه درآمدهاند، گاه سوخته گاه بمباران شدهاند، زمانی زیر آب رفته و زمانی قحطی کشیدهاند، فصلی رد تشعشعات رادیواکتیو را به خود دیدهاند و فصلی هجوم فساد و آلودگی را - اما هر طور شده همچون ققنوس افسانهای، از نو برخاستهاند. بنا به یک مطالعهی جامع و دقیق آماری، در خلال سالهای 1100 تا 1800 میلادی، تنها 42 شهر در سرتاسر جهان بعد از ویرانی برای همیشه به حال خود رها شدند. در مقابل، شهرهایی همچون بغداد، مسکو، حلب، مکزیکوسیتی و بوداپست در فاصلهی این سالها بین شصت تا نود درصد جمعیتشان را بر اثر جنگ از دست دادند اما دوباره ساخته شدند و رونق یافتند ..."
خب، واقعا شرمندهام. این ماه فراوانی "غیرداستانیهای" فهرست زیاد است و حالاحالاها قرار نیست به وادی "فیکشن" بازگردیم!
با کتاب بعدی در حین تهیه مجموعه کتابهایی برای برگزاری یک "نمایشگاه کتابهای علوم انسانی" در یک دبیرستان آشنا شدم. با حساب و کتاب من این چهارمین کتابی است که "ترجمان" با حمایت و همکاری "نهاد کتابخانههای عمومی کشور" منتشر کرده است. کتابهایی که به نظر من خریدن و خواندن همهشان برای کتابدارها، معلمها و ... کرمِکتابها از واجبات است.
نویسنده: نیل وایت
ترجمه: سیدامیرحسین میرابوطالبی
ناشر: ترجمان
سال نشر: 1397 (چاپ 1)
قیمت: 39000 تومان
تعداد صفحات: 439 صفحه
شابک: 978-600-8091-29-5
تعداد کتابهایی که غیرایرانیها، از ملیتهای گوناگون، نوشتهاند و در آن از تجربیاتشان از حضور در ایران در سال 1357 نوشتهاند، کمکم دارد قابل توجه میشود. اولینبار خواندن "ایرانیها چه رویایی در سر دارند" نوشته میشل فوکو بود که توجهام را به این موضوع جلب کرد. بعدتر با خواندن "شاهنشاه" متوجه شدم که نویسنده محبوبم هم در آن سال در ایران بوده و ... همین شد که شروع کردم به جمع کردن اینگونه روایتها که به فارسی ترجمه و منتشر میشوند.
در دهه فجر امسال، شاید بخاطر ویژگی "چهل ساله شدن انقلاب"، کتابهای جالبی درباره این واقعهی سرنوشتساز زندگی من به بازار آمد. یکی از آنها کتاب بعدی است که جایش در آن فهرست کذا و کذا که روزی متولد خواهد شد، محفوظ است.
نویسنده: مری هگلند
ترجمه: میترا دانشور
ناشر: ترجمان
سال نشر: 1399 (چاپ 2)
قیمت: 66000 تومان
تعداد صفحات: 511 صفحه
شابک: 978-600-8091-44-8
"تا امروز، شیراز و علیآباد هر دو آنقدر گسترش یافتهاند که تقریبا به هم رسیدهاند. بااینحال، در سال 1978 علیآباد با اتوبوس نیمساعت و حدود 35 کیلومتر از حاشیه شیراز فاصله داشت. از شهر شیراز جادهای منتهی به علیآباد کشیده بودند که وقتی کسی در حاشیه شهر به سمت قصردشت سفر میکرد مناطق مسکونی زیبا و بعد باغچههای دیوارکشیشده و باغها را در اطرافش میدید. اتوبوسهایی که برای رفتن به علیآباد و سکونتگاههای دیگر در همان مسیر مسافر سوار میکردند نزدیک میدان قصردشت صبر میکردند تا پر از مسافر شوند. مردم میتوانستند خریدهای لحظه آخریشان را مثل میوه تازه و سیزیجات یا خرید از فروشگاههای فضای باز نزدیک میدان یا خرید سایر اقلام از فروشگاههای آن حوالی را انجام دهند ..."
با دیدن مشخصات کتابهای مجموعه "نسل امینالضرب"، بلافاصله هر 5 عنوانش را سفارش دادم. موضوع کتابها، اینکه "آدمهای موفق" در این آبوخاک چه کردهاند که به این جایگاه رسیدهاند، همواره برایم جالب بوده. بگذریم که اینها همه روایتهای رسمی است و "نوکِ کوهِ یخ" و در اینگونه روایتها معمولا اصل ماجرا همیشه ناگفته میماند. اما همین روایتهای رسمی هم غنیمت است و در فقر مستنداتی که همه رشتهها در این کشور با آن روبرو هستند بالاخره "موی خرس" هم غنیمت است.
با وجود سفارش و درخواست من، "بههمریختگیهای شب عید" باعث شد که فعلا تنها یک کتاب از پنج کتاب مجموعه به دستم برسد. کار خدا اینکه مجلد تهیه شده درباره استارتاپها و مجموعههایی است که این روزها اغلبمان ممکن است با آنها حشر و نشر داشته باشیم.
نویسنده: نسیم بنایی
ناشر: امینالضرب
سال نشر: 1397 (چاپ 2)
قیمت: 20000 تومان
تعداد صفحات: 174 صفحه
شابک: 978-600-99772-3-9
"کار مثل همیشه تا شب کش آمده و حالا وقت بازگشت به خانه است. صدای آمدوشد خودروها سکوت شب را میشکند اما یافتن خودرویی امن و مطمئن از میان انبوه ماشینهای شبانه آنقدر که به نظر میآید ساده نیست. پیش از آنکه بخواهد حسرت خودرویی را بخورد که در خانه گذاشته، گوشی تلفن همراهش را بیرون میآورد، علامت سبز و سفید را لمس میکند، مبدا و مقصدش را مشخص میکند و چند دقیقه بعد سوار بر خودرویی که نام و مشخصات رانندهاش را میداند، با خیال آسوده به سمت منزل میرود. صبح هم با همین دو ضربهی ساده به صفحهی تلفن همراهش به محل کار رسیده بود. مدتهاست که آسودهخاطر در دل پرهیاهوی شهر تهران رفتوآمد میکند و این آرامش خاطر حاصل پشتکار خودش است. روزی دو تا هشت بار اسنپ میگیرد و محصول نهایی دسترنج خودش را محک میزند ..."
فرقی نمیکند که از طرفداران دوباتن باشید یا جزو آنهایی باشید که با دیدگاههای فلسفیاش مخالفید. جزو هر گروه که باشید به نظرم موافقید که او برای نوشتههایش سراغ موضوعهای جالبی میرود. این روزها در کوران "اخبار آبگرفته" برایم جالب است که یکدفعه سروکلهی چنین کتابی روی میزم پیدا شده.
مدتهاست که به این فکر میکنم قدیمترها که آدمها اینقدر به اخبار دسترسی نداشتند، زندگی بهتر بود یا بدتر! آن موقعها هم مطمئنا سیل و زلزله قربانی میگرفته، مستبدین عالم افراد بیگناه را سلاخی و قصابی میکردهاند، هواپیماها سقوط میکردهاند، ساختمانها در آتش میسوختهاند و ... اما آنقدر با این سرعت و جزئیات از ماجرا خبردار نمیشدیم. حالا که با سرعت و شدت در جریان این اتفاقات قرار میگیرم، آیا زندگی شیرینتر است؟
نویسنده: آلن دوباتن (دو باتن)
ترجمه: شقایق نظرزاده
ناشر: فرمهر
سال نشر: 1401 (چاپ 4)
قیمت: 120000 تومان
تعداد صفحات: 187 صفحه
شابک: 978-622-95295-0-8
این کتاب با نگاهی فلسفی به اخبار جاری میکوشد در کاربران دیدگاهی انتقادی به شیوهی تولید و مصرف خبر ایجاد کرده و نیز نشان دهد که در وضعیت آرمانی رسانههای خبری چگونه عملکردی باید داشته باشند. آنچه به جذابیت این کتاب میافزاید طیف وسیعی از اخبار است که از سیاست تا حوادث، اقتصاد تا سلبریتیها، آبوهوا تا پاپاراتزیها همهوهمه را پوشش میدهد تا پاسخی به این سوالات بیابد که "ما از خبر چه میخواهیم؟" و "خبر چه سودی به حال ما دارد؟" بعد از خواندن این کتاب، بههیچوجه نگاه ما به اخبار هنرمندان، رسواییهای سیاسی، اخبار پیچیدهی اقتصادی، شرایط جوی و تصادفات نگاه سابق نخواهد بود. (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
ترکیب طرح روی جلد و نام مترجم کتاب بعدی باعث شد که تصمیم به خریدن آن بگیرم. کتاب از قرار در زمان انتشارش (سال 1972 میلادی) چندان پرسروصدا نبوده. بعد از خواندن "قصر شیشهای" طرفدار سرگذشتنامهها شدهام و هرجا که کتابی در آن سبک و سیاق میبینم ناخودآگاه دستم میرود و میخرمش. با امید به اینکه لذت خواندن یک کتاب خوب، دوباره تکرار شود.
نویسنده: هوزیا هادسن
ترجمه: ع. پاشایی
ناشر: دیبایه
سال نشر: 1397 (چاپ 1)
قیمت: 23000 تومان
تعداد صفحات: 186 صفحه
شابک: 978-600-212-361-9
"بچگیهام تو کشتزارها و پنبهزارهای ولایتهای ویلکس و اوگلتورپ، تو کمربند سیاه جورجیا گذشت. من کوچک بودم و داداشم ادی شیرخوره بود که پدر و مادرمان کارشان به طلاق کشید. بعد مادربزرگم، که اسمش جولیا اسمیت بود، با خالهی جوانم، که اسمش جورجیا بود، آمدند خانهی ما که دستی زیر بال مادرم بکنند. وقتی که بفهمینفهمی پنج سالم شد، بابابزرگ و مادربزرگ هم آبشان تو یک جو نرفت و کارشان به طلاق کشید، یک دلیلش این بود که مادربزرگ میخواست ما را ببرد پیش خودش و بابابزرگ هم نمیخواست جورکش همهی خانواده باشد ..."
خب، غیرداستانیهای این ماه تمام شدند و حالا میتوانیم دوباره به معرفی چند کتاب داستانی بپردازیم.
کتاب بعدی بسیار اسمورسمدار است. طی سالهای 2016 و 2017 انواع و اقسام جایزهها را برده و احتمالا برای همین هم هست که تا اینجا دو ترجمه از آن به بازار آمده. من ترجمهی کولهپشتی را تهیه کردم، به این دلیل که ارزانتر بود! امیدوارم قیمت و کیفیت ترجمه ارتباطی با هم نداشته باشند.
نویسنده: کولسون وایتهد
ترجمه: معصومه عسکری
ناشر: کتاب کولهپشتی
سال نشر: 1398 (چاپ 1)
قیمت: 340000 تومان
تعداد صفحات: 327 صفحه
شابک: 978-600-461-039-1
"اولینبار که سزار از کورا خواست با هم به سمت شمال فرار کنند، کورا گفت، نه.
این گفته مادربزرگ کورا بود. مادربزرگِ کورا هرگز اقیانوس را تا قبل از آن بعدازظهر آفتابی در بندر اویده، ندیده بود و از وقتی از سیاهچال قلعه بیرون آمده بود، درخشش آب چشمهایش را میزد. آنها را در سیاهچال نگه داشته بودند تا کشتیها سر برسند. مهاجمان داهومیایی اول مردان را دزدیدند، سپس ماه بعد دوباره برای بردن زنها و بچهها به روستای او برگشتند. همه را دوتا دوتا به زنجیر کشیدند و بردند به سمت دریا. در همان حال که آجاری به درگاه سیاه خیره شده بود، با خود فکر کرد که آنجا در تاریکی او را به پدرش ملحق میکنند. نجاتیافتگان روستا به او گفته بودند که چون پدرش نتوانسته در آن مسیر طولانی همپای آنها بشود، بردهدارها با چماق زدهاند بر سرش و جسدش را کنار جاده رها کردهاند. مادرش نیز سالها قبل مرده بود ..."
کتاب بعدی چهارمین کتابی است که طی سال گذشته از طنزنویس فرانسوی به فارسی ترجمه و منتشر شده. زحمت ترجمه هر چهار کتاب را هم یکنفر کشیده. بنابراین اگر یکی از کتابهای قبلی را خواندهاید و از سبک نویسنده و کیفیت ترجمه راضی بودهاید میتوانید به خیال راحت کتاب بعدی را هم تهیه کنید.
نویسنده: رومن پوئرتولاس
ترجمه: ابوالفضل اللهدادی
ناشر: ققنوس
سال نشر: 1397 (چاپ 1)
قیمت: 42000 تومان
تعداد صفحات: 447 صفحه
شابک: 978-600-278-455-1
"در اعماق زمین بایری در اعماق آمریکا، آخر جاده پر پیچ و خمی که کیلومترها و کیلومترها در طول کوههای راکی میپیچد، تابلوی راهنمایی مستطیلی کوچک شصت در چهل سانتیمتری دیده میشود تراشیدهشده از چیزی که روزگاری تنه کاج هزارسالهای بوده است.
بازیِ زوایا و دید روستایی با صد و پنجاه نفر جمعیت را پشت این تابلو پنهان کرده که از آسمان ناپیداست و از دنیا جداافتاده و در نهایت سکوت ممکن روزگار میگذراند. گذار مردم به این روستا که در جاده بنبستی قرار گرفته از سر اشتباه است یا، بیشتر، وقتی که گم شده باشند. شهردار که در مورد رونق هر نوع گردشگری در سرزمینش تردید داشته، صد و نود و هشت فلکه ساخته تا بدبختهایی که اشتباهی آنجا گیر میافتند هر لحظه بتوانند دور بزنند. اما وقتی کسی بیش از حد به غریبهها فکر کند، رایدهندههای خودش را از یاد میبرد. بررسیای محلی که اخیرا انجام شده نشان میدهد تاثیر رفتن از یک سمت روستا به سمت دیگر آن روی شخصی با بنیه طبیعی احتمالا سرگیجهای معادل سرگیجه حاصل از بلعیدن دو نیم بطری شامپاین فرانسوی است ..."
کتابهای بعدی همه "درخواستی" هستند. از اقصی نقاط ایران و جهان! مثلا کتاب بعدی را دوستی از ساری معرفی و درخواست کردهاند. کتاب در سال 2017 برنده جایزه ادبی من بوکر بوده است و با توجه به اینکه در توصیفش آن را experimental novel خواندهاند، به نظرم میرسد که نثر و سبک خاصی داشته باشد.
نویسنده: جورج ساندرز
ترجمه: رعنا موقعی
ناشر: ستاک
سال نشر: 1398 (چاپ 3)
قیمت: 59000 تومان
تعداد صفحات: 429 صفحه
شابک: 978-600-8883-10-4
"در روز ازدواجمان، من چهلوششساله بودم و او هجدهساله. میدانم هماکنون چه فکری در سرتان میگذرد، حتما میگویید: دختر بیچاره در این سن و سال باید تن به رابطهی زناشویی با مردی بدهد که نهتنها اینهمه سال از خودش بزرگتر است، بلکه یکپایش میلنگد، کموبیش کچل است، لاغر نیست و یک دندان سالم هم در دهان ندارد.
اما اشتباه میکنید همانطور که در ادامه برایتان خواهم گفت، این دقیقا کاری است که از انجام آن سر باز زدم.
آن شب سلانهسلانه از پلهها بالا رفتم، چهرهام بر اثر نوشیدن و رقص قرمز شده بود. او لباسی که یکی از عمهها به اصرار به او پوشانده بود را به تن داشت، در آن لباس باریکتر از قبل به نظر میرسید و یقهی ابریشمی لباس با هر لرزش او کمی تکان میخورد. بله نتوانستم آن کار را انجام دهم، در عوض بهآرامی با او شروع به صحبت کردن کردم ..."
کتاب بعدی را نیز دوستی از مشهد درخواست کرده بودند. کتاب در شماره نوروزی مجله تجربه در جمع سه مجموعه داستان ایرانی برگزیده در سال 1397 قرار دارد.
نویسنده: حسین لعل بذری
ناشر: نیماژ
سال نشر: 1398 (چاپ 4)
قیمت: 80000 تومان
تعداد صفحات: 110 صفحه
شابک: 978-600-367-443-1
"یک مدتی باید گم میشدم. نمیتوانستم بمانم و آن همه تاریکی را یکجا در دلم جا دهم. فکر مرا نکرده بود، فکر هیچکس را نکرده بود. خواسته بود فقط خودش را راحت کند. راحت شده بود یعنی؟ لابد شده که من حالا نشستهام لب این دریای نورانی، سرم یک مقدار سبک شده است.
دوسال پیش که آصف سر ظهری آمد در خانه و سرش را گرفت پایین و گفت: "برای حلال بودی آمدهام رفیق" نفهمیدم چرا از همه جا تهران؟ گفتم: "آصف! باز آن رگ دیوانگیات گل کردهها! اینجا بهت بد میگذره واقعا؟" با همان شرم ذاتی و همیشگی خیرهی زمین شد:
- نی آقا! ای چه فرمایش میباشد؟ ما نمکپروردهایم.
- پس چی؟ آقام چیزی گفته یا حق و حقوقت کمه؟
- اصلا گپ این چیزا نیست بهقرآن، میخواهم یک مدتی برویم به یکجایی که …
بغض کرد و حرفش را ناتمام گذاشت. دستش را انداخت دور گردنم و سر گذاشت روی شانهام ..."
آخرین کتاب فهرست این ماه را یکی از دوستان از لندن سفارش دادهاند. به نظر میرسد نویسنده، که خود دستاندرکار موسیقی نیز هست، در نوشتن این داستان که قهرمانانش همه موسیقیدان هستند به سبک و سیاق میلان کوندرا نظر داشته است. به این معنی که علاوه بر قصهگویی و در لابلای حوادث داستان، پرسشهایی هستیشناسانه را در مقابل خواننده قرار میدهد.
نویسنده: سحر سخایی
ناشر: چشمه
سال نشر: 1402 (چاپ 4)
قیمت: 140000 تومان
تعداد صفحات: 159 صفحه
شابک: 978-600-7405-22-2
امتیاز کتاب:

"ناگهان پی میبریم رابطهمان با حقیقت واقعی نیست. در حبابی زندانی شدهایم. ناگهان درمییابیم زمان ما با زمانهمان یکی نیست. آنها از جنمی دیگرند و ما حاصل اتفاقهایی که اولیاش تولدمان بوده. اینکه برای آمدن یک کودک ریسه بکشند خانه و حیاط را، یا بیآن که منتظرش باشند آمدنش رنجی به رنجهای دیگر اضافه کند، فرق دارد. در حباب زندگی میکنیم، میچرخیم و نفس میکشیم، بیحافظهای ماهیگونه، که هر دور تازه که میزنیم گمان میکنیم جهان تازهای آغاز شده است.
بیشتر بدنمان آب است. در سیارهای جلوس کردهایم که بیشترش آب است و زمانی همهاش آب بوده. روانایم؛ قرار نیست آرام بگیریم. قرار است بنوشیم، نوشیده شویم و شبیه هر بیقراری دیگری، نیستیمان از روز نخست همراهمان باشد. آن دلگیری و بیقراری وقت تولدِ یک کودک از همینجاست، تا با هر تولد، مرگی هم به دنیا اضافه شود؛ تا باقیِ عمر، ما باشیم و ترس نوبتی که تا بیاید عمرها رفته و اشکها ریخته ..."
مشاهده و انتخاب کتابهای فهرست در بخش مشترکین